سنگر گزارشگران آزادیخواه

صدای رسای بانوان

به همکاری مهربانو دکتر شیبا رحیمی رئیسه حقوق بانوان بنیاد ژورنالیستان آریانا

مهربانو دکتر شیبا رحیمی روانپزشک خانواده درکار وپیکار بانوان برای تأمین حقوق حقه آنها تلاش های خستگی ناپذیری به خرج داده است

_______________________________________________________________________

جایگاه وحق بانوان برای آموزش و کار در آریانای باستان

در فرهنگ آریایی (ایرانشهربزرگ)، آموزش و کار به‌عنوان حقوق بنیادین انسانی واز جمله برای بانوان در نظر گرفته می‌شد و در متون و روایات تاریخی و فرهنگی این مردم تأکید زیادی بر اهمیت آن‌ها شده است. در فرهنگ آریایی و ادبیات پارسی، حق آموزش و کار برای زنان همواره مورد توجه بوده است. اگرچه در برخی دوره‌های تاریخی این حقوق محدود شده، اما اشعار و متون ادبی زیادی نشان‌دهنده جایگاه والای زنان در یادگیری، کار و مشارکت اجتماعی است. به برخی از این حقوق اشاره می‌شود:

حق آموزش

  1. اوستا (کتاب مقدس زردشتیان یکتاپرست):
    در آموزه‌های زردشتی، تأکید زیادی بر دانش‌اندوزی وجود دارد. به‌عنوان مثال، در اوستا آمده است که انسان (زن ومرد) باید برای بهتر کردن زندگی خود و دیگران دانش کسب کند.

  2. نقش مکتب‌خانه‌ها در آریانای باستان:
    در دوره‌های هخامنشی و ساسانی، کودکان (حتی دختران) به مکتب‌خانه‌ها فرستاده می‌شدند تا سواد خواندن، نوشتن و مسائل اخلاقی و آیین یکتاپرستی اوستا را یاد بگیرند.

حق کار

  1. احترام به کار در شاهنامه حکیم فرزانه فردوسی:
    در داستان‌های شاهنامه، کار و تلاش فردی برای ساختن زندگی بهتر ستایش می‌شود. مثلاً در ماجرای کشف آتش توسط هوشنگ، او تلاش خود را برای بهبود شرایط زندگی بشر (زن ومرد) ادامه می‌دهد، که نشان‌دهنده ارزش کار است.

  2. نظام طبقاتی و شغلی در دوران ساسانیان:
    در آریانای باستان، بانوان همپای مردان, می‌توانستند در حوزه‌های مختلف (مانند کشاورزی، صنعت، و بازرگانی) فعالیت کنند. این آزادی انتخاب حرفه و پیشرفت در آن، نشان‌دهنده اهمیت کار در این فرهنگ است.

ارزش والای زن در ادب پارسی

  1. حکیم فرزانه فردوسی طوسی در شاهکار شاهنامه:
    در شاهنامه، شخصیت‌هایی مانند گردآفرید نشان‌دهنده زنانی هستند که از خرد، دانش و هنر بهره‌مند بوده‌اند. فردوسی می‌گوید:
    زنان را همین بس بود یک هنر
    نشینند و زایند شیران نر

    اما این بیت در ادامه داستان به چالش کشیده می‌شود، چراکه شخصیت‌های زن مانند گردآفرید فراتر از نقش‌های سنتی عمل می‌کنند و در آموزش، هوش و خردورزی برجسته‌اند.

  2. حکیم فرزانه نظامی گنجوی:
    در منظومه‌های نظامی، به‌ویژه در داستان‌های “هفت پیکر” و “لیلی و مجنون”، نقش زنان در دانش‌اندوزی ستایش می‌شود. نظامی در توصیف لیلی، او را دختری می‌نامد که در خرد و ادب از همگان برتر است:
    چو لیلی در مکتب آموخت علم
    قلم راند در دفتر همچو حلم

    این بیت به وضوح نشان می‌دهد که زنان نیز حق آموزش و حضور در محیط‌های علمی را داشته اند.

  3. حکیم فرزانه خداوندگار بلخ مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی در مثنوی معنوی: (مثنوی معنوی مولوی – هست قرآن در زبان پهلوی) مولانا در حکایات خود به نقش زنان در کار و تلاش اشاره می‌کند. او در یکی از داستان‌ها زنی را توصیف می‌کند که با تدبیر و همت خود خانواده‌اش را از سختی نجات می‌دهد:
    زن مگو آنک زن آن مردِ مرد
    آنک در مردی همی آید به گرد

    این بیت نقش فعال زنان در کار و مدیریت را مورد تمجید قرار می‌دهد.

  4. استاد سخن حکیم فرزانه سعدی در گلستان
    سعدی در گلستان حکایتی را نقل می‌کند که نشان‌دهنده تلاش زنان در کار و استقلال اقتصادی است. هرچند مستقیم به کار زنان اشاره نمی‌کند، اما از زنی سخن می‌گوید که با خرد و اندیشه، شرایط زندگی خود را بهبود می‌بخشد:
    زن خردمند و کاردان باشد
    به ز مردی که نادان باشد

در دوران‌های پیش از تاریخ و دوره‌های هخامنشی، زنان نقش‌های برجسته‌یی در سیاست، فرهنگ، و مدیریت داشته‌اند.

نام برخی از زنان مشهور ایرانشهر:

زنان مشهور دوران جمشید جم (اساطیری)

  1. کتایون (کَتایون)
    همسر گشتاسپ شاه و مادر اسفندیار، یکی از شخصیت‌های برجسته در شاهنامه است. او نماد خردمندی، وفاداری و قدرت خانوادگی است.

  2. فرانک
    مادر فریدون شاه و خانم آپتین (آپتین بدست ضحاک ماران تازی کشته شده بود تا مغزش خوراک دومار بالای سرشانه اش شود)، یکی از قهرمانان شاهنامه. فرانک زنی شجاع و خردمند بود که برای نجات فرزندش از دست ضحاک ماران تازی, تلاش‌های فراوانی کرد و در نهایت فرزندش فریدون, ضحاک ماران را به زیر آورد وخود به شاهنشاهی هفت اقلیم رسید.

  3. گردآفرید
    یکی از زنان جنگجوی شاهنامه، که در داستان‌ها به‌عنوان زنی شجاع و دلیر توصیف شده است و نقش مهمی در دفاع از ایرانشهر ایفا می‌کند.

زنان مشهور دوران هخامنشی

4.آتوسا
دختر کوروش بزرگ، همسر داریوش بزرگ و مادر خشایارشاه. او یکی از تأثیرگذارترین زنان در دوره هخامنشی بود و نقش مهمی در اداره امور حکومتی ایفا می‌کرد. آتوسا به‌عنوان زنی باهوش و سیاست‌مدار شناخته می‌شد.

5.پانته‌آ
همسر آبراداتاس، یکی از شخصیت‌های مشهور در کتاب “کورش‌نامه” اثر گزنفون. او به زیبایی، وفاداری و شجاعت شهرت داشت و پس از مرگ همسرش، خود را برای او قربانی کرد.

6.آرتمیس یکم
فرمانده نیروی دریایی هخامنشی در زمان خشایارشاه. او در نبرد سالامیس (480 پیش از میلاد) نقش مهمی داشت و به‌عنوان یک استراتژیست نظامی زبردست شناخته می‌شد که در برابر هجوم ارتش اسکندر مقدونی ایستادگی ها و دلاوری های ماندگاری انجام داد.

7.رکسانا (روشنک, رخشانه)

دختر یکی از نجیب‌زادگان آریانا (ایرانشهر) که اسکندر مقدونی او را به زنی گرفت. او پس از تسخیر آریانا توسط اسکندر، نقش مهمی در تلاش برای نزدیکی فرهنگ آریایی و یونانی ایفا کرد که به نام هنر و تمدن یونانو باختری یادمی شود.

8.پری‌ساتیس
همسر داریوش دوم و مادر اردشیر دوم. او زنی با نفوذ و سیاست‌مدار بود و نقش فعالی در دربار هخامنشی داشت.

فرآیند

در فرهنگ سچه آریایی ها ، هم آموزش و هم کار از حقوق بنیادین انسان‌ها واز جمله بانوان بوده و به آن‌ها به چشم احترام برای رشد فردی و اجتماعی نگاه می‌شده است. این ارزش‌ها در تاریخ، ادبیات و اسناد تاریخی برجسته استند و همچنان می‌توان آن‌ها را الهام‌بخش زندگی مدرن امروزی دانست.

ادبیات پارسی، به‌ویژه اشعار کلاسیک، نشان‌دهنده تأکید فرهنگ آریایی بر آموزش و کار زنان است. زنانی مانند گردآفرید، یوتاب, سیندخت همسر مهراب شاه کابل و مادر روابه , لیلی و زنان دیگر در اشعار فردوسی، نظامی و مولانا نماینده زنانی هستند که از حق آموزش و کار برخوردار بوده‌اند و این حقوق را به نفع جامعه به کار می‌گیرند.

زنان آریایی در دوره‌های اساطیری و تاریخی، از دوران جمشید جم تا هخامنشیان و ساسانیان، در حوزه‌های مختلف از جمله سیاست، فرهنگ، جنگ و خانواده نقش برجسته‌یی ایفا کرده‌اند. این زنان نشان‌دهنده اهمیت جایگاه زن در فرهنگ آریایی و تمدن باستانی این حوزه فرهنگی است.

______________________________________________________________________________________________________

         ارزش بلندجایگاه

   بانوان در ادبیات قند پارسی

ارزش بلندجایگاه بانوان در ادبیات قند پارسی به ویژه در اشعار شاعران بزرگ، موضوعی است که با نگرش‌های متفاوت به آن پرداخته شده است. شاعران کلاسیک فارسی مانند فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و دیگران با توجه به باورها و شرایط اجتماعی زمان خود به زن و حقوق او پرداخته‌اند. این نگاه‌ها از ستایش و تقدیس جایگاه زن تا انتقاد از محدودیت‌ها و نابرابری‌ها را در بر می‌گیرد.

اشعار بزرگان ادب فارسی درباره زن، مجموعه‌ای از ابیات زیبا و پرمعنی است که دیدگاه‌های مختلفی نسبت به زن را به تصویر می‌کشد. این شاعران با قلم توانا و ذهن جستجوگر خود، ارزش,جایگاه، مقام، و نقش زن را در قالب عشق، زیبایی، و گاهی نقد اجتماعی بیان کرده‌اند.

 حکیم فرزانه فردوسی

حکیم فرزانه فردوسی طوسی در شاهکار شاهنامه خود، زن به عنوان شخصیتی موثر در داستان‌ها و حتی قهرمان برخی از روایت‌ها حضور دارد. فردوسی زنان را با قدرت و وقار به تصویر کشیده که در تصمیم‌گیری‌ها و امور اجتماعی نقش اساسی دارند. فردوسی با احترام و ستایش به زن می‌نگرد، اما در برخی موارد، تحت تأثیر باورهای زمانه، به بیان نقش‌های سنتی‌تر آنان نیز پرداخته است.

حکیم فردوسی در شاهنامه به زنان قدرتمند و خردمند نیز پرداخته است. شخصیت‌هایی مانند سیندخت, تهمینه، رودابه، گردآفرید و دیگر زنان شاهنامه نشان می‌دهند که فردوسی زن را تنها به عنوان مادر یا همسر نمی‌بیند، بلکه برای او نقش‌های مهمی همچون جنگاوری و خردمندی قائل است. فردوسی در بخشی از شاهنامه می‌سراید:

زنان را همان اندر این دیده راست

که در آسمان روشنایی ز شاست

حکیم فرزانه حافظ مستانه

حکیم مستانه لسان الغیب حافظ شاعر بزرگ عشق و عرفان، در بسیاری از غزل‌های خود به زن به عنوان نمادی از زیبایی و معشوق ایده‌آل نگاه می‌کند. اگرچه در اشعار او غالباً زن به عنوان معشوق و رمز شور و عشق مطرح می‌شود، اما در ابیاتی نیز به نابرابری‌های اجتماعی و محدودیت‌های زنان اشاره دارد. نگاه حافظ به زن بیشتر عرفانی است و به جای دیدگاه‌های محدود جنسیتی، بیشتر به مقام روحانی و زیبایی‌شناسانه زن توجه می‌کند.

حافظ از جمله شاعرانی است که به زیبایی زن به عنوان نماد عشق و عرفان می‌نگرد. او در غزل‌های خود، زن را همچون نماد عشق، شراب و شوق به تصویر می‌کشد و جایگاهی والا برای او قائل است

حافظ زن را بیشتر در مقام معشوق و نماد زیبایی و عرفان تصویر می‌کند:

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان

نیم‌شب دوش به بالین من آمد بنشست

جکیم فرزانه سعدی

در اشعار استاد سخن حکیم سعدی، زن همواره مورد احترام قرار گرفته است، اما او نیز گاه از دیدگاه‌های سنتی و مذهبی خود پیروی کرده و نقش زن را محدود به خانه و خانواده کرده است. با این حال، در گلستان و بوستان او به مواردی از حقوق زن اشاره شده است و برخی اشعار او از اهمیت و نقش زن در آرامش و تربیت جامعه سخن می‌گویند.

سعدی به نقش زن در زندگی و خانواده توجه ویژه‌ای دارد:

زن خوب فرمانبر پارسا

کند مرد درویش را پادشا

چو خواهی که نامت بماند به جای

ز گیتی سخن یادگارش بخای

خداوندگان بلخ مولوی

مولاناجلال الدین محمد بلخی رومی شوریده حال, در مثنوی معنوی و دیگر آثار خود به موضوع زن و عشق پرداخته و جایگاه زن را به عنوان تجلی‌گر عشق الهی و جلوه‌ای از وجود متعالی انسان برجسته کرده است. او نگاه عمیق‌تری به زن و مقام او دارد و در بسیاری از اشعارش، زن را به عنوان یک نماد معنوی و روحانی مطرح می‌کند. مولوی درک عمیقی از قدرت معنوی و انسانی زن دارد و او را حامل پیام الهی می‌داند.

مولوی در آثار خود مانند مثنوی معنوی به عمق عرفانی و معنوی زن توجه می‌کند. او زن را جلوه‌گاه عشق و معرفت الهی می‌داند و زن را به عنوان نماد باروری و محبت به تصویر می‌کشد.

مولوی نگاه عمیقی به روح زن دارد و جایگاه او را فراتر از جنسیت و نقش‌های اجتماعی می‌بیند، بلکه او را مظهر عشق الهی و تجلی‌گر فیض و برکت می‌داند.

مولوی زن را به عنوان نماد آفرینش و عشق الهی به تصویر می‌کشد:

زن مگو، مردآفرین روزگار

زن مگو، سرچشمهٔ شیرینِ یار

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

او ز حرص و عیب کلی پاک شد

مولوی به توانایی معنوی و عمیق زن در عشق و تربیت انسانی تاکید می‌کند.

 حکیم فرزانه خیام

حکیم عمر خیام در رباعیات خود، با نگاهی فلسفی و نقادانه به زندگی و مسائل انسان، از جمله نابرابری‌های اجتماعی اشاره کرده است، اما اشعار او بیشتر بر بی‌ثباتی زندگی و جبر روزگار متمرکز است تا پرداختن به حقوق خاصی برای زنان. با این حال، نگاه بی‌پرده او به لذات زندگی و توجه به نابرابری‌ها به طور غیرمستقیم می‌تواند شامل موضوعاتی مانند محدودیت‌های اجتماعی زنان نیز باشد.

خیام در رباعیات خود، زن را بخشی از زیبایی و لذت زندگی معرفی می‌کند:

این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌ست

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که بر گردن یاری بوده‌ست

  حکیم فرزانه نظامی گنجوی

در آثار نظامی، به ویژه در منظومه‌هایی مانند خسرو و شیرین، جایگاه زن بسیار برجسته است. او در ستایش شیرین، شخصیت اصلی داستانش می‌گوید:

زنی بود در پادشاهی چو ماه

خردمند و بینادل و نیک‌خواه

نه زیبای تن، بل ز خوبی خرد

فروغی به هر یک هنر پرورد

  حکیم فرزانه وحشی بافقی

وحشی بافقی نیز در اشعار عاشقانه خود، زن را مظهر زیبایی و محبت می‌داند:

نسیم صبح که بر آرزوی یار وزد

هزار غنچهٔ امید در بهار گشاید

ز حسن و خوبی او ای صنم نصیب من است

اگرچه بخت به کامم نمی‌رسد شاید

به طور کلی، حقوق زن در ادبیات فارسی و به ویژه در اشعار بزرگان، تحت تاثیر باورها و شرایط اجتماعی زمانه بوده و با وجود محدودیت‌ها، می‌توان بازتاب گاه محدود اما قابل توجهی از ارج‌نهادن به زن و اشاره به برخی حقوق انسانی او را مشاهده کرد.

_______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________