سنگر گزارشگران آزادیخواه
صدای رسای بانوان
به همکاری مهربانو دکتر شیبا رحیمی رئیسه حقوق بانوان بنیاد ژورنالیستان آریانا
مهربانو دکتر شیبا رحیمی روانپزشک خانواده درکار وپیکار بانوان برای تأمین حقوق حقه آنها تلاش های خستگی ناپذیری به خرج داده است




_______________________________________________________________________
























جایگاه وحق بانوان برای آموزش و کار در آریانای باستان
در فرهنگ آریایی (ایرانشهربزرگ)، آموزش و کار بهعنوان حقوق بنیادین انسانی واز جمله برای بانوان در نظر گرفته میشد و در متون و روایات تاریخی و فرهنگی این مردم تأکید زیادی بر اهمیت آنها شده است. در فرهنگ آریایی و ادبیات پارسی، حق آموزش و کار برای زنان همواره مورد توجه بوده است. اگرچه در برخی دورههای تاریخی این حقوق محدود شده، اما اشعار و متون ادبی زیادی نشاندهنده جایگاه والای زنان در یادگیری، کار و مشارکت اجتماعی است. به برخی از این حقوق اشاره میشود:
حق آموزش
اوستا (کتاب مقدس زردشتیان یکتاپرست):
در آموزههای زردشتی، تأکید زیادی بر دانشاندوزی وجود دارد. بهعنوان مثال، در اوستا آمده است که انسان (زن ومرد) باید برای بهتر کردن زندگی خود و دیگران دانش کسب کند.نقش مکتبخانهها در آریانای باستان:
در دورههای هخامنشی و ساسانی، کودکان (حتی دختران) به مکتبخانهها فرستاده میشدند تا سواد خواندن، نوشتن و مسائل اخلاقی و آیین یکتاپرستی اوستا را یاد بگیرند.
حق کار
احترام به کار در شاهنامه حکیم فرزانه فردوسی:
در داستانهای شاهنامه، کار و تلاش فردی برای ساختن زندگی بهتر ستایش میشود. مثلاً در ماجرای کشف آتش توسط هوشنگ، او تلاش خود را برای بهبود شرایط زندگی بشر (زن ومرد) ادامه میدهد، که نشاندهنده ارزش کار است.نظام طبقاتی و شغلی در دوران ساسانیان:
در آریانای باستان، بانوان همپای مردان, میتوانستند در حوزههای مختلف (مانند کشاورزی، صنعت، و بازرگانی) فعالیت کنند. این آزادی انتخاب حرفه و پیشرفت در آن، نشاندهنده اهمیت کار در این فرهنگ است.
ارزش والای زن در ادب پارسی
حکیم فرزانه فردوسی طوسی در شاهکار شاهنامه:
در شاهنامه، شخصیتهایی مانند گردآفرید نشاندهنده زنانی هستند که از خرد، دانش و هنر بهرهمند بودهاند. فردوسی میگوید:
زنان را همین بس بود یک هنر
نشینند و زایند شیران نر
اما این بیت در ادامه داستان به چالش کشیده میشود، چراکه شخصیتهای زن مانند گردآفرید فراتر از نقشهای سنتی عمل میکنند و در آموزش، هوش و خردورزی برجستهاند.حکیم فرزانه نظامی گنجوی:
در منظومههای نظامی، بهویژه در داستانهای “هفت پیکر” و “لیلی و مجنون”، نقش زنان در دانشاندوزی ستایش میشود. نظامی در توصیف لیلی، او را دختری مینامد که در خرد و ادب از همگان برتر است:
چو لیلی در مکتب آموخت علم
قلم راند در دفتر همچو حلم
این بیت به وضوح نشان میدهد که زنان نیز حق آموزش و حضور در محیطهای علمی را داشته اند.حکیم فرزانه خداوندگار بلخ مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی در مثنوی معنوی: (مثنوی معنوی مولوی – هست قرآن در زبان پهلوی) مولانا در حکایات خود به نقش زنان در کار و تلاش اشاره میکند. او در یکی از داستانها زنی را توصیف میکند که با تدبیر و همت خود خانوادهاش را از سختی نجات میدهد:
زن مگو آنک زن آن مردِ مرد
آنک در مردی همی آید به گرد
این بیت نقش فعال زنان در کار و مدیریت را مورد تمجید قرار میدهد.استاد سخن حکیم فرزانه سعدی در گلستان
سعدی در گلستان حکایتی را نقل میکند که نشاندهنده تلاش زنان در کار و استقلال اقتصادی است. هرچند مستقیم به کار زنان اشاره نمیکند، اما از زنی سخن میگوید که با خرد و اندیشه، شرایط زندگی خود را بهبود میبخشد:
زن خردمند و کاردان باشد
به ز مردی که نادان باشد
در دورانهای پیش از تاریخ و دورههای هخامنشی، زنان نقشهای برجستهیی در سیاست، فرهنگ، و مدیریت داشتهاند.
نام برخی از زنان مشهور ایرانشهر:
زنان مشهور دوران جمشید جم (اساطیری)
کتایون (کَتایون)
همسر گشتاسپ شاه و مادر اسفندیار، یکی از شخصیتهای برجسته در شاهنامه است. او نماد خردمندی، وفاداری و قدرت خانوادگی است.فرانک
مادر فریدون شاه و خانم آپتین (آپتین بدست ضحاک ماران تازی کشته شده بود تا مغزش خوراک دومار بالای سرشانه اش شود)، یکی از قهرمانان شاهنامه. فرانک زنی شجاع و خردمند بود که برای نجات فرزندش از دست ضحاک ماران تازی, تلاشهای فراوانی کرد و در نهایت فرزندش فریدون, ضحاک ماران را به زیر آورد وخود به شاهنشاهی هفت اقلیم رسید.گردآفرید
یکی از زنان جنگجوی شاهنامه، که در داستانها بهعنوان زنی شجاع و دلیر توصیف شده است و نقش مهمی در دفاع از ایرانشهر ایفا میکند.
زنان مشهور دوران هخامنشی
4.آتوسا
دختر کوروش بزرگ، همسر داریوش بزرگ و مادر خشایارشاه. او یکی از تأثیرگذارترین زنان در دوره هخامنشی بود و نقش مهمی در اداره امور حکومتی ایفا میکرد. آتوسا بهعنوان زنی باهوش و سیاستمدار شناخته میشد.
5.پانتهآ
همسر آبراداتاس، یکی از شخصیتهای مشهور در کتاب “کورشنامه” اثر گزنفون. او به زیبایی، وفاداری و شجاعت شهرت داشت و پس از مرگ همسرش، خود را برای او قربانی کرد.
6.آرتمیس یکم
فرمانده نیروی دریایی هخامنشی در زمان خشایارشاه. او در نبرد سالامیس (480 پیش از میلاد) نقش مهمی داشت و بهعنوان یک استراتژیست نظامی زبردست شناخته میشد که در برابر هجوم ارتش اسکندر مقدونی ایستادگی ها و دلاوری های ماندگاری انجام داد.
7.رکسانا (روشنک, رخشانه)
دختر یکی از نجیبزادگان آریانا (ایرانشهر) که اسکندر مقدونی او را به زنی گرفت. او پس از تسخیر آریانا توسط اسکندر، نقش مهمی در تلاش برای نزدیکی فرهنگ آریایی و یونانی ایفا کرد که به نام هنر و تمدن یونانو باختری یادمی شود.
8.پریساتیس
همسر داریوش دوم و مادر اردشیر دوم. او زنی با نفوذ و سیاستمدار بود و نقش فعالی در دربار هخامنشی داشت.
فرآیند
در فرهنگ سچه آریایی ها ، هم آموزش و هم کار از حقوق بنیادین انسانها واز جمله بانوان بوده و به آنها به چشم احترام برای رشد فردی و اجتماعی نگاه میشده است. این ارزشها در تاریخ، ادبیات و اسناد تاریخی برجسته استند و همچنان میتوان آنها را الهامبخش زندگی مدرن امروزی دانست.
ادبیات پارسی، بهویژه اشعار کلاسیک، نشاندهنده تأکید فرهنگ آریایی بر آموزش و کار زنان است. زنانی مانند گردآفرید، یوتاب, سیندخت همسر مهراب شاه کابل و مادر روابه , لیلی و زنان دیگر در اشعار فردوسی، نظامی و مولانا نماینده زنانی هستند که از حق آموزش و کار برخوردار بودهاند و این حقوق را به نفع جامعه به کار میگیرند.
زنان آریایی در دورههای اساطیری و تاریخی، از دوران جمشید جم تا هخامنشیان و ساسانیان، در حوزههای مختلف از جمله سیاست، فرهنگ، جنگ و خانواده نقش برجستهیی ایفا کردهاند. این زنان نشاندهنده اهمیت جایگاه زن در فرهنگ آریایی و تمدن باستانی این حوزه فرهنگی است.
______________________________________________________________________________________________________


ارزش بلندجایگاه
بانوان در ادبیات قند پارسی
ارزش بلندجایگاه بانوان در ادبیات قند پارسی به ویژه در اشعار شاعران بزرگ، موضوعی است که با نگرشهای متفاوت به آن پرداخته شده است. شاعران کلاسیک فارسی مانند فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و دیگران با توجه به باورها و شرایط اجتماعی زمان خود به زن و حقوق او پرداختهاند. این نگاهها از ستایش و تقدیس جایگاه زن تا انتقاد از محدودیتها و نابرابریها را در بر میگیرد.
اشعار بزرگان ادب فارسی درباره زن، مجموعهای از ابیات زیبا و پرمعنی است که دیدگاههای مختلفی نسبت به زن را به تصویر میکشد. این شاعران با قلم توانا و ذهن جستجوگر خود، ارزش,جایگاه، مقام، و نقش زن را در قالب عشق، زیبایی، و گاهی نقد اجتماعی بیان کردهاند.
حکیم فرزانه فردوسی
حکیم فرزانه فردوسی طوسی در شاهکار شاهنامه خود، زن به عنوان شخصیتی موثر در داستانها و حتی قهرمان برخی از روایتها حضور دارد. فردوسی زنان را با قدرت و وقار به تصویر کشیده که در تصمیمگیریها و امور اجتماعی نقش اساسی دارند. فردوسی با احترام و ستایش به زن مینگرد، اما در برخی موارد، تحت تأثیر باورهای زمانه، به بیان نقشهای سنتیتر آنان نیز پرداخته است.
حکیم فردوسی در شاهنامه به زنان قدرتمند و خردمند نیز پرداخته است. شخصیتهایی مانند سیندخت, تهمینه، رودابه، گردآفرید و دیگر زنان شاهنامه نشان میدهند که فردوسی زن را تنها به عنوان مادر یا همسر نمیبیند، بلکه برای او نقشهای مهمی همچون جنگاوری و خردمندی قائل است. فردوسی در بخشی از شاهنامه میسراید:
زنان را همان اندر این دیده راست
که در آسمان روشنایی ز شاست
حکیم فرزانه حافظ مستانه
حکیم مستانه لسان الغیب حافظ شاعر بزرگ عشق و عرفان، در بسیاری از غزلهای خود به زن به عنوان نمادی از زیبایی و معشوق ایدهآل نگاه میکند. اگرچه در اشعار او غالباً زن به عنوان معشوق و رمز شور و عشق مطرح میشود، اما در ابیاتی نیز به نابرابریهای اجتماعی و محدودیتهای زنان اشاره دارد. نگاه حافظ به زن بیشتر عرفانی است و به جای دیدگاههای محدود جنسیتی، بیشتر به مقام روحانی و زیباییشناسانه زن توجه میکند.
حافظ از جمله شاعرانی است که به زیبایی زن به عنوان نماد عشق و عرفان مینگرد. او در غزلهای خود، زن را همچون نماد عشق، شراب و شوق به تصویر میکشد و جایگاهی والا برای او قائل است
حافظ زن را بیشتر در مقام معشوق و نماد زیبایی و عرفان تصویر میکند:
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
نرگسش عربدهجوی و لبش افسوسکنان
نیمشب دوش به بالین من آمد بنشست
جکیم فرزانه سعدی
در اشعار استاد سخن حکیم سعدی، زن همواره مورد احترام قرار گرفته است، اما او نیز گاه از دیدگاههای سنتی و مذهبی خود پیروی کرده و نقش زن را محدود به خانه و خانواده کرده است. با این حال، در گلستان و بوستان او به مواردی از حقوق زن اشاره شده است و برخی اشعار او از اهمیت و نقش زن در آرامش و تربیت جامعه سخن میگویند.
سعدی به نقش زن در زندگی و خانواده توجه ویژهای دارد:
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشا
چو خواهی که نامت بماند به جای
ز گیتی سخن یادگارش بخای
خداوندگان بلخ مولوی
مولاناجلال الدین محمد بلخی رومی شوریده حال, در مثنوی معنوی و دیگر آثار خود به موضوع زن و عشق پرداخته و جایگاه زن را به عنوان تجلیگر عشق الهی و جلوهای از وجود متعالی انسان برجسته کرده است. او نگاه عمیقتری به زن و مقام او دارد و در بسیاری از اشعارش، زن را به عنوان یک نماد معنوی و روحانی مطرح میکند. مولوی درک عمیقی از قدرت معنوی و انسانی زن دارد و او را حامل پیام الهی میداند.
مولوی در آثار خود مانند مثنوی معنوی به عمق عرفانی و معنوی زن توجه میکند. او زن را جلوهگاه عشق و معرفت الهی میداند و زن را به عنوان نماد باروری و محبت به تصویر میکشد.
مولوی نگاه عمیقی به روح زن دارد و جایگاه او را فراتر از جنسیت و نقشهای اجتماعی میبیند، بلکه او را مظهر عشق الهی و تجلیگر فیض و برکت میداند.
مولوی زن را به عنوان نماد آفرینش و عشق الهی به تصویر میکشد:
زن مگو، مردآفرین روزگار
زن مگو، سرچشمهٔ شیرینِ یار
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
مولوی به توانایی معنوی و عمیق زن در عشق و تربیت انسانی تاکید میکند.
حکیم فرزانه خیام
حکیم عمر خیام در رباعیات خود، با نگاهی فلسفی و نقادانه به زندگی و مسائل انسان، از جمله نابرابریهای اجتماعی اشاره کرده است، اما اشعار او بیشتر بر بیثباتی زندگی و جبر روزگار متمرکز است تا پرداختن به حقوق خاصی برای زنان. با این حال، نگاه بیپرده او به لذات زندگی و توجه به نابرابریها به طور غیرمستقیم میتواند شامل موضوعاتی مانند محدودیتهای اجتماعی زنان نیز باشد.
خیام در رباعیات خود، زن را بخشی از زیبایی و لذت زندگی معرفی میکند:
این کوزه چو من عاشق زاری بودهست
در بند سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که بر گردن یاری بودهست
حکیم فرزانه نظامی گنجوی
در آثار نظامی، به ویژه در منظومههایی مانند خسرو و شیرین، جایگاه زن بسیار برجسته است. او در ستایش شیرین، شخصیت اصلی داستانش میگوید:
زنی بود در پادشاهی چو ماه
خردمند و بینادل و نیکخواه
نه زیبای تن، بل ز خوبی خرد
فروغی به هر یک هنر پرورد
حکیم فرزانه وحشی بافقی
وحشی بافقی نیز در اشعار عاشقانه خود، زن را مظهر زیبایی و محبت میداند:
نسیم صبح که بر آرزوی یار وزد
هزار غنچهٔ امید در بهار گشاید
ز حسن و خوبی او ای صنم نصیب من است
اگرچه بخت به کامم نمیرسد شاید
به طور کلی، حقوق زن در ادبیات فارسی و به ویژه در اشعار بزرگان، تحت تاثیر باورها و شرایط اجتماعی زمانه بوده و با وجود محدودیتها، میتوان بازتاب گاه محدود اما قابل توجهی از ارجنهادن به زن و اشاره به برخی حقوق انسانی او را مشاهده کرد.
_______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________
چگونگی حقوق بانوان
در حوزه تمدنی پارسی زبانان
چالش
بنگریم که چرا نقش رسانه ها Media Role در دفاع از حقوق بانوان Women Rights Advocacyدر حوزه تمدنی پارسی زبانان (افغانستان/خوراسان وایران بدون تاجیکستان) Persian Civilization کمرنگ شده است درحالی که در ایرانشهر شاهنشاهی هخامنشیان وساسانیان, نقش واعتبار بانوان همپای مردان بود. و اما رسانهها در دنیای معاصر نقش مهمی در شکلدهی افکار عمومی (Public Opinion) و ترویج حقوق بشر (Human Rights) دارند. در بسیاری از جوامع، زنان با مشکلاتی مانند تبعیض جنسیتی، محدودیتهای قانونی و خشونتهای اجتماعی مواجه هستند. در چنین شرایطی رسانهها میتوانند نقش مهمی در دفاع از حقوق زنان (Women’s Rights) و افزایش آگاهی اجتماعی (Social Awareness) ایفا کنند.
در این کوتا نوشته به بررسی نقش رسانهها در دفاع از حقوق بانوان در Iran و Afghanistan پرداخته می شود. روش نگرش این پژوهش تحلیل کیفی (Qualitative Analysis) و تحلیل محتوای رسانهای (Media Content Analysis) است. نتایج تحقیق نشان میدهد که رسانهها از طریق افشای نقض حقوق بانوان، افزایش آگاهی اجتماعی و ایجاد گفتمان عمومی توانستهاند در دفاع از حقوق بانوان نقش مهمی ایفا کنند.
سخن نخست
در دنیای امروز رسانهها به عنوان رکن چهارم دموکراسی (Fourth Estate) شناخته میشوند. رسانهها با اطلاعرسانی و نظارت بر قدرت سیاسی میتوانند در توسعه دموکراسی و عدالت اجتماعی نقش مهمی ایفا کنند.
یکی از حوزههای مهم فعالیت رسانهها دفاع از حقوق بانوان (Women’s Rights) است. بانوان در بسیاری از جوامع با مشکلاتی مانند:
تبعیض جنسیتی
خشونت اجتماعی
محدودیت در مشارکت سیاسی
مواجه هستند.
در کشورهایی مانند Iran و Afghanistan رسانهها توانستهاند نقش مهمی در مطرح کردن مسائل بانوان و افزایش آگاهی عمومی ایفا کنند.
چالش بیشتر
More Problems
در بسیاری از جوامع سنتی، حقوق بانوان با چالشهای جدی روبهرو است. رسانهها میتوانند با انتشار گزارشها و تحلیلهای اجتماعی به افشای نقض حقوق بانوان و افزایش آگاهی عمومی کمک کنند.
با این حال، رسانهها در برخی کشورها با محدودیتهای قانونی و سیاسی مواجهاند که میتواند توانایی آنها در دفاع از حقوق بانوان را محدود کند.
اهمیت پژوهش
Significance of the Study
این پژوهش از چند جهت اهمیت دارد:
1. بررسی نقش رسانهها در دفاع از حقوق بانوان
2. تحلیل وضعیت رسانهها در ایران و افغانستان
3. ارائه راهکارهایی برای تقویت ژورنالیزم حقوق بانوان
اهداف پزوهش
Research Objectives
اهداف اصلی این پژوهش عبارتاند از:
1. بررسی نقش رسانهها در دفاع از حقوق بانوان
2. تحلیل نحوه پوشش مسائل بانوان در رسانهها
3. مقایسه نقش رسانهها در ایران و افغانستان
سوالات پژوهشی
Research Questions
1. رسانهها چه نقشی در دفاع از حقوق بانوان دارند؟
2. رسانههای ایران و افغانستان چگونه مسائل بانوان را پوشش میدهند؟
3. چه چالشهایی در مسیر ژورنالیزم حقوق بانوان وجود دارد؟
فرضیههای پژوهش
Research Hypotheses
1. رسانهها میتوانند نقش مهمی در افزایش آگاهی درباره حقوق بانوان ایفا کنند.
2. حضور بانوان خبرنگار باعث افزایش پوشش مسائل بانوان در رسانهها میشود.
3. محدودیتهای رسانهای میتواند مانع دفاع رسانهها از حقوق بانوان شود.
4. پیشینه پژوهش و چارچوب نظری
پیشینه پژوهش
Literature Review
مطالعات انجام شده توسط UNESCO نشان میدهد که افزایش حضور بانوان در رسانهها باعث افزایش توجه به مسائل جنسیتی میشود.
گزارشهای UN Women نیز نشان میدهد که رسانهها میتوانند نقش مهمی در تغییر نگرشهای اجتماعی نسبت به بانوان داشته باشند.
نظریه دستورکارسازی
Agenda Setting Theory
این نظریه بیان میکند که رسانهها با انتخاب موضوعات خبری میتوانند تعیین کنند جامعه درباره چه مسائلی فکر کند.
نظریه بازنمایی رسانهای
Media Representation Theory
این نظریه توضیح میدهد که نحوه نمایش بانوان در رسانهها میتواند بر نگرشهای اجتماعی تأثیر بگذارد.
نظریه چارچوببندی
Framing Theory
رسانهها با نحوه ارائه یک موضوع میتوانند برداشت مخاطبان را از آن موضوع شکل دهند.
روش پژوهش
این پزوهش از روش تحلیل کیفی (Qualitative Research) استفاده میکند.
روش جمعآوری دادهها
دادههای پژوهش از منابع زیر جمعآوری شده می تواند:
مقالات علمی
گزارشهای سازمانهای بینالمللی
تحلیل محتوای رسانهای
روش حلاجی دادهها
در این تحقیق از تحلیل محتوای رسانهای (Media Content Analysis) استفاده شده است.
تحلیل نقش رسانهها در ایران و افغانستان
نقش رسانهها در افغانستان
در Afghanistan رسانهها در دو دهه به اصطلاح جمهوری درمیان دو دوره حکومت طالبان, نقش مهمی در مطرح کردن مسائل بانوان داشتهاند.
موضوعات مهم رسانهای شامل:
آموزش دختران
خشونت علیه بانوان
مشارکت سیاسی بانوان
نقش رسانهها در ایران
در Iran رسانهها و به ویژه رسانههای اجتماعی نقش مهمی در مطرح کردن مسائل بانوان ایفا کردهاند.
تحلیل مقایسهای
موضوع
افغانستان
ایران
حضور بانوان خبرنگار
متوسط
قابل توجه
آزادی رسانهها
محدود
محدود
فعالیت رسانههای اجتماعی
در حال رشد
گسترده
فرایند و راهکار
رسانهها نقش مهمی در دفاع از حقوق بانوان (Women’s Rights) دارند. رسانههای اجتماعی به ویژه شبکه های گزارشدهی میتوانند با افزایش آگاهی اجتماعی و افشای نقض حقوق بانوان که درخوراسان/افغانستان در دور حکومت طالبان بصورت گسترده براه افتاده, به بهبود وضعیت زنان کمک کنند:
1. افزایش حضور بانوان در حرفه ژورنالیزم
2. تقویت آموزش ژورنالیزم حقوق بشر
3. حمایت قانونی از بانوان گزارشگر
به سوی تامین حقوق بیشتر بانوان برمردان
____________________________________________________________________________________________________
حقوق جهانی بانوان برای
زندگی, آزادی, امنیت, آموزش و کار
طالبان درمسیر مخالف جریان جهانی حقوق بانوان در حرکت اند
«حقوق بانوان» در اسناد جهانی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، کنوانسیون حقوق کودک و همه اسناد جهانی به روشنی درپشتیبانی از حقوق بانوان در مشارکت های اجتماعی به روشنی گفته شده که هیچ جای شک وتردیدی باقی نگذاشته است .
حقوق بانوان یکی از مهمترین بخشهای نظام جهانی حقوق بشر است. اصل برابری زن و مرد در برخورداری از حقوق و آزادیهای اساسی، از منشور سازمان ملل متحد آغاز شد و در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بهگونهای تخصصیتر در کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) توسعه یافت. اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بر برخورداری همه انسانها از حقوق و آزادیها بدون تبعیض تأکید کرد و دو میثاق بینالمللی، چارچوب الزامآورتری برای حمایت از حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم کردند.
دراین بررسی نشان داده می شود که نظام بینالمللی حقوق بشر از یک اصل کلی برابری به سمت ایجاد سازوکارهای اختصاصی برای رفع تبعیض علیه زنان حرکت کرده است. همچنین به شکاف میان تعهدات حقوقی دولتها و اجرای عملی این حقوق پرداخته می شود.
باید تاکید گردد که حقوق بانوان بخش جداییناپذیر از حقوق بشر است. در نظام معاصر حقوق بینالملل، بانو نه به عنوان یک گروه فرعی، بلکه به عنوان یک انسان دارای کرامت، آزادی و حقوق برابر با مرد شناخته میشود. منشور سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ بر «حقوق برابر زنان و مردان» تأکید کرد و سازمان ملل متحد را متعهد ساخت که احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی را بدون تبعیض، از جمله بر اساس جنسیت، ترویج کند.
پس از جنگ جهانی دوم، ایجاد یک نظام جهانی برای حمایت از حقوق بشر اهمیت ویژهای پیدا کرد. اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR) در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ تصویب شد و نقطه عطفی در تاریخ حقوق بشر به شمار میرود.
پس از آن، دو سند مهم و الزامآور یعنی میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) تصویب شدند. این دو میثاق همراه با اعلامیه جهانی حقوق بشر، مجموعهای را تشکیل میدهند که معمولاً از آن با عنوان International Bill of Human Rights یا «منشور بینالمللی حقوق بشر» یاد میشود.
با وجود این اسناد عمومی، تجربه نشان داد که تبعیض علیه بانوان در بسیاری از جوامع به ویژه در افغانستان همچنان گسترده است. به همین دلیل، سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۹ کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه بانوان را تصویب کرد که بهطور تخصصی به حقوق زنان اختصاص دارد. این کنوانسیون از سوی سازمان ملل متحد گاه به عنوان یک «منشور بینالمللی حقوق زنان» توصیف شده است.
مهمترین اسناد بینالمللی حقوق بانوان اینها اند:
1. منشور سازمان ملل متحد؛
2. اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR)؛
3. میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)؛
4. میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR)؛
5. کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)؛
6. کنوانسیون حقوق کودک (CRC)؛
7. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان؛
8. کنوانسیون حقوق سیاسی زنان.
مفهوم حقوق بانوان در حقوق بینالملل
حقوق زن مجموعهای از حقوق و آزادیهایی است که زنان صرفاً به دلیل انسان بودن از آن برخوردارند و دولتها موظفاند آن را بدون تبعیض تضمین کنند.
این حقوق شامل موارد زیر است:
حق زندگی؛
حق آزادی و امنیت شخصی؛
حق برابری در برابر قانون؛
حق آموزش؛
حق کار؛
حق برخورداری از دستمزد برابر؛
حق مشارکت سیاسی؛
حق رأی؛
حق مالکیت؛
حق ازدواج آزادانه؛
حق تشکیل خانواده؛
حق برخورداری از سلامت؛
حق مشارکت فرهنگی؛
حق آزادی بیان؛
حق آزادی اندیشه و عقیده؛
حق مصونیت از شکنجه؛
حق مصونیت از خشونت و تبعیض.
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر تأکید میکند که برابری جنسیتی در قلب حقوق بشر و ارزشهای سازمان ملل متحد قرار دارد.
حقوق بانوان در منشور سازمان ملل متحد
منشور سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ یکی از نخستین اسناد بینالمللی بود که اصل برابری زن و مرد را در چارچوب نظام جدید جهانی حقوق بشر مطرح کرد.
منشور در پیشگفتار خود بر ایمان به حقوق اساسی انسان، کرامت و ارزش شخصیت انسانی و حقوق برابر زنان و مردان تأکید میکند.
همچنین ماده ۱ منشور، احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی را بدون تمایز بر اساس عواملی مانند نژاد، جنسیت، زبان و دین مطرح میکند. این اصل در مواد دیگر منشور نیز دنبال شده است.
بنابراین، میتوان منشور سازمان ملل را یکی از پایههای حقوقی بینالمللی برای برابری بانوان و مردان دانست.
حقوق بانوان در اعلامیه جهانی حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر (Universal Declaration of Human Rights) در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ تصویب شد. این سند ۳۰ اصل دارد و پایه مهمی برای توسعه حقوق بشر در جهان محسوب میشود.
اصل برابری
اصل ۱ اعلامیه بیان میکند که همه انسانها آزاد و از نظر کرامت و حقوق برابر متولد میشوند.
اصل ۲ نیز برخورداری از حقوق و آزادیهای اعلامیه را بدون تبعیض، از جمله تبعیض بر اساس جنسیت، تضمین میکند.
این اصول مبنای مهمی برای برابری بانوان و مردان در نظام بینالمللی حقوق بشر هستند.
حق زندگی و امنیت
اصل ۳ اعلامیه، حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی را برای همه انسانها به رسمیت میشناسد.
این حق برای بانوان نیز اهمیت ویژه دارد، زیرا خشونتهای جنسیتی، قتل زنان، خشونت خانوادگی و سایر اشکال خشونت مستقیماً با حق زندگی و امنیت شخصی ارتباط دارند.
منع بردگی
اصل ۴ بردگی و بردهداری را در همه اشکال آن ممنوع میکند.
این اصل از منظر حقوق بانوان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بهرهکشی، قاچاق انسان و برخی اشکال بردگی مدرن، بانوان و دختران را بهطور ویژه تحت تأثیر قرار میدهد.
حق آموزش
اصل ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر حق آموزش را به رسمیت میشناسد.
بنابراین، محروم کردن بانوان و دختران از آموزش با اصل جهانی برخورداری برابر انسانها از حقوق اساسی در تعارض قرار میگیرد.
حقوق زنان در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) یکی از اساسیترین معاهدات بینالمللی حقوق بشر است.
این میثاق مجموعهای از حقوق مدنی و سیاسی را برای همه افراد به رسمیت میشناسد؛ از جمله:
حق زندگی؛
منع شکنجه؛
منع بردگی؛
حق آزادی و امنیت؛
حق محاکمه عادلانه؛
حق حریم خصوصی؛
آزادی اندیشه و دین؛
آزادی بیان؛
آزادی تجمع؛
آزادی تشکیل انجمن؛
حق مشارکت در امور عمومی؛
حق رأی؛
حق برخورداری از برابری در برابر قانون.
سازمان ملل متحد تأکید میکند که دو میثاق بینالمللی، حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را برای همه افراد تضمین میکنند.
از دیدگاه حقوق بانوان، یکی از مهمترین اصول این میثاق، برابری بانو و مرد در برخورداری از حقوق مدنی و سیاسی است.
حقوق بانوان در میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights (ICESCR) بخش دیگری از نظام بینالمللی حقوق بشر است.
این میثاق حقوقی مانند موارد زیر را مورد توجه قرار میدهد:
حق کار؛
شرایط عادلانه و مناسب کار؛
دستمزد عادلانه؛
حق تشکیل اتحادیههای کارگری؛
حق تأمین اجتماعی؛
حق برخورداری از سلامت؛
حق آموزش؛
حق مشارکت در زندگی فرهنگی.
این حقوق برای بانوان اهمیت بسیار زیادی دارند؛ زیرا تبعیض اقتصادی و اجتماعی میتواند مانع استقلال و مشارکت کامل زنان در جامعه شود.
بنابراین، برابری حقوقی بدون فراهم کردن فرصتهای واقعی اقتصادی، اجتماعی و آموزشی نمیتواند به برابری عملی منجر شود.
کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)
مهمترین سند تخصصی جهانی در زمینه حقوق زنان، Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women (CEDAW) است.
این کنوانسیون در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ لازمالاجرا گردید.
CEDAW تبعیض علیه زنان را بهصورت گسترده تعریف میکند و دولتها را موظف میسازد برای پایان دادن به تبعیض علیه بانوان در عرصههای عمومی و خصوصی اقدامات قانونی و عملی انجام دهند.
تعریف تبعیض علیه زنان در CEDAW
یکی از مهمترین دستاوردهای CEDAW ارائه تعریف مشخص از تبعیض علیه زنان است.
بر اساس اصل ۱ این کنوانسیون، تبعیض علیه زنان شامل هرگونه تمایز، محرومیت یا محدودیت مبتنی بر جنسیت است که هدف یا نتیجه آن تضعیف یا از بین بردن شناسایی، برخورداری یا اعمال حقوق بشر و آزادیهای اساسی بانوان، بر مبنای برابری زن و مرد باشد.
این تعریف بسیار مهم است؛ زیرا تبعیض را تنها به تبعیض مستقیم محدود نمیکند، بلکه به نتیجه و اثر تبعیض نیز توجه دارد.
تعهدات دولتها در برابر حقوق زنان
CEDAW دولتهای عضو را موظف میکند که:
1. اصل برابری بانو و مرد را در نظام حقوقی خود وارد کنند؛
2. قوانین تبعیضآمیز را اصلاح یا لغو کنند؛
3. قوانین مناسب برای منع تبعیض علیه زنان تصویب کنند؛
4. حمایت قانونی مؤثر از زنان فراهم کنند؛
5. نهادهای قضایی و اداری مناسب ایجاد کنند؛
6. علیه تبعیض در عرصه عمومی و خصوصی اقدام کنند.
سازمان ملل متحد تصریح کرده است که دولتهای عضو باید اصل برابری بانوان و مردان را در قوانین و نظام حقوقی خود تضمین کنند و راهکارهای مؤثر برای حمایت از زنان در برابر تبعیض فراهم سازند.
حق مشارکت سیاسی بانوان
یکی از مهمترین ابعاد حقوق زنان، مشارکت سیاسی است.
بانوان باید بتوانند:
رأی بدهند؛
نامزد انتخابات شوند؛
در دولت مشارکت کنند؛
در پارلمان عضویت داشته باشند؛
در مدیریت عمومی حضور داشته باشند؛
در تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی مشارکت کنند.
Convention on the Political Rights of Women که در سال ۱۹۵۳ تصویب شد، بهطور اختصاصی به حقوق سیاسی زنان پرداخت. این کنوانسیون در سال ۱۹۵۴ لازمالاجرا شد.
حق آموزش بانوان
آموزش یکی از بنیادیترین حقوق بشر و یکی از مهمترین ابزارهای توانمندسازی زنان است.
آموزش به بانوان امکان میدهد:
از حقوق خود آگاهی پیدا کنند؛
در بازار کار مشارکت کنند؛
استقلال اقتصادی بیشتری داشته باشند؛
در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت کنند؛
با تبعیض و خشونت مقابله کنند؛
در تصمیمگیریهای خانوادگی و اجتماعی نقش بیشتری داشته باشند.
از این رو، محرومیت بانوان از آموزش نهتنها یک مسئله آموزشی، بلکه مسئلهای مرتبط با حقوق بشر، توسعه و برابری اجتماعی است.
حق کار و برابری اقتصادی
بانوان بر اساس اصول حقوق بشر باید از فرصت برابر برای کار برخوردار باشند.
این موضوع شامل:
انتخاب آزادانه شغل؛
دستمزد برابر برای کار با ارزش برابر؛
شرایط عادلانه کار؛
امنیت شغلی؛
حمایت اجتماعی؛
منع تبعیض در استخدام و ارتقای شغلی؛
حق تشکیل و عضویت در اتحادیههای کارگری
است.
تبعیض اقتصادی میتواند وابستگی بانوان را افزایش دهد و توانایی آنان برای تصمیمگیری مستقل را کاهش دهد.
حقوق بانوان در خانواده و ازدواج
یکی از عرصههای مهم حقوق بانوان، خانواده است.
CEDAW و سایر اسناد بینالمللی بر برابری بانو و مرد در روابط خانوادگی تأکید دارند.
موضوعاتی مانند:
حق انتخاب همسر؛
رضایت آزادانه برای ازدواج؛
حقوق و مسئولیتهای برابر زوجین؛
حقوق مربوط به فرزندان؛
حق مالکیت؛
حق ارث؛
برابری در تصمیمگیریهای خانوادگی
در چارچوب حقوق بشر بانوان اهمیت ویژه دارند.
کمیته CEDAW نیز در تفسیر عمومی خود بر اصل برابری حقوق بانوان و مردان در جامعه و خانواده تأکید کرده است.
مبارزه با خشونت علیه زنان
خشونت علیه بانوان یکی از جدیترین موانع تحقق حقوق بانوان است.
خشونت میتواند شامل موارد زیر باشد:
خشونت فیزیکی؛
خشونت روانی؛
خشونت جنسی؛
خشونت اقتصادی؛
خشونت خانوادگی؛
قاچاق زنان؛
بهرهکشی جنسی؛
ازدواج اجباری؛
سایر اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت.
Declaration on the Elimination of Violence against Women در سال ۱۹۹۳ تصویب شد و بر ضرورت حمایت از بانوان در برابر خشونت تأکید کرد.
این تحول مهم بود، زیرا خشونت علیه بانوان را بهطور روشن در چارچوب حقوق بشر و مسئولیت دولتها قرار داد.
حق سلامت بانوان
حق سلامت شامل دسترسی برابر بانوان به خدمات بهداشتی و درمانی است.
بانوان باید بدون تبعیض بتوانند از:
خدمات پزشکی؛
مراقبتهای دوران بارداری؛
مراقبتهای مادر و کودک؛
خدمات بهداشت عمومی؛
اطلاعات بهداشتی؛
مراقبتهای پیشگیرانه
برخوردار باشند.
حق سلامت تنها به درمان بیماری محدود نیست، بلکه شامل ایجاد شرایطی است که بانوان بتوانند از بالاترین سطح قابل دستیابی سلامت جسمی و روانی برخوردار شوند.
حقوق بانوان و آزادی بیان
بانوان نیز مانند مردان دارای حق آزادی بیان، اندیشه، عقیده و دسترسی به اطلاعات هستند.
این موضوع برای بانوان روزنامهنگار، استادان دانشگاه، پژوهشگران، فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر اهمیت ویژه دارد.
محدودیت غیرقانونی بر آزادی بیان بانوان میتواند مشارکت آنان در جامعه را محدود کند.
از همین رو، آزادی بیان و حقوق بانوان ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند.
حقوق بانوان و رسانهها
رسانهها نقش مهمی در تحقق حقوق بانوان دارند.
رسانه میتواند:
تبعیض علیه بانوان را آشکار کند؛
خشونت علیه بانوان را گزارش دهد؛
آگاهی حقوقی بانوان را افزایش دهد؛
صدای بانوان را در جامعه منعکس کند؛
کلیشههای جنسیتی را به چالش بکشد؛
مشارکت بانوان در جامعه را تقویت کند.
از سوی دیگر، رسانهها ممکن است در صورت استفاده نادرست، کلیشههای جنسیتی را تقویت کنند.
بنابراین، روزنامهنگاری حقوق بانوان (Women’s Rights Journalism) میتواند یکی از ابزارهای مهم آگاهیرسانی درباره حقوق انسانی بانوان باشد.
وضعیت حقوق بانوان در افغانستان؛ یک مطالعه موردی
افغانستان نیز از نظر حقوق بینالملل در ارتباط با اسناد جهانی حقوق بشر اهمیت ویژهای دارد.
بر اساس اطلاعات رسمی سازمان ملل، افغانستان در سال ۲۰۰۳ به CEDAW پیوست و این کنوانسیون برای افغانستان از ۴ آوریل ۲۰۰۳ لازمالاجرا شد.
همچنین افغانستان پیشتر به Convention on the Political Rights of Women پیوسته بود؛ اطلاعات معاهدهای سازمان ملل نشان میدهد افغانستان در سال ۱۹۶۶ به این کنوانسیون ملحق شد.
از این منظر، موضوع حقوق زبانون در افغانستان را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
الف. تعهدات بینالمللی
دولتها با پیوستن به معاهدات بینالمللی، تعهداتی را در زمینه رعایت، حمایت و تحقق حقوق بشر میپذیرند.
ب. قوانین داخلی
حقوق بینالمللی زمانی میتواند در زندگی روزمره بانوان تأثیر واقعی بگذارد که در قوانین، نهادها و سیاستهای داخلی نیز انعکاس پیدا کند.
ج. اجرای عملی
وجود قانون به تنهایی کافی نیست؛ بلکه دسترسی واقعی بانوان به آموزش، کار، عدالت، سلامت، مشارکت سیاسی و امنیت نیز ضروری است
شکاف میان قانون و واقعیت
یکی از مهمترین چالشهای حقوق بانوان در جهان، شکاف میان تعهدات حقوقی و اجرای عملی است.
ممکن است کشوری به یک کنوانسیون بینالمللی ملحق شده باشد، اما در عمل:
بانوان از آموزش محروم شوند؛
دسترسی آنان به بازار کار محدود باشد؛
خشونت علیه بانوان ادامه داشته باشد؛
بانوان از مشارکت سیاسی محروم شوند؛
تبعیض در قوانین یا اجرای قوانین وجود داشته باشد.
بنابراین، ارزیابی حقوق بانوان نباید صرفاً بر اساس عضویت دولتها در معاهدات انجام شود؛ بلکه باید اجرای واقعی تعهدات نیز بررسی شود.
تحلیل و یافتههای پژوهش
بررسی اسناد بینالمللی نشان میدهد که نظام حقوق بشر در چند مرحله تکامل یافته است:
مرحله نخست: اصل کلی برابری
منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، اصل برابری انسانها و برابری بانو و مرد را مطرح کردند.
مرحله دوم: حقوق الزامآور
ICCPR و ICESCR حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در قالب معاهدات بینالمللی توسعه دادند.
مرحله سوم: حمایت اختصاصی از بانوان
CEDAW بهصورت تخصصی به تبعیض علیه بانوان پرداخت و دولتها را به اتخاذ اقدامات قانونی و اجرایی ملزم کرد.
مرحله چهارم: توجه به خشونت و مشارکت
اسناد بعدی، موضوعاتی مانند خشونت علیه بانوان، مشارکت سیاسی، حقوق دختران و توانمندسازی زنان را بیشتر مورد توجه قرار دادند.
این روند نشان میدهد که حقوق زنان از یک اصل عمومی برابری به یک نظام پیچیده و تخصصی حقوقی تبدیل شده است.
فرایند
حقوق بانوان امروزه بخش جداییناپذیر حقوق بشر بینالمللی است. از منشور سازمان ملل متحد تا اعلامیه جهانی حقوق بشر، ICCPR، ICESCR و CEDAW، یک اصل اساسی در حال توسعه بوده است: بانو و مرد از نظر کرامت انسانی و برخورداری از حقوق بشر برابرند.
CEDAW نقطه عطف مهمی در این مسیر محسوب میشود، زیرا تبعیض علیه بانوان را تعریف کرده و از دولتها میخواهد اقدامات قانونی و عملی برای پایان دادن به تبعیض اتخاذ کنند.
با این حال، تصویب معاهده بهتنهایی برای تحقق حقوق زنان کافی نیست. تحقق واقعی این حقوق نیازمند قوانین عادلانه، نهادهای مستقل، نظام قضایی مؤثر، آموزش، دسترسی برابر به کار و خدمات عمومی، مشارکت سیاسی بانوان و مبارزه جدی با خشونت و تبعیض است.
در نهایت میتوان گفت که حقوق بانو، حقوق بشر است و حمایت از حقوق بانوان نه امتیازی ویژه برای بانوان، بلکه اجرای اصل جهانی کرامت، آزادی، برابری و عدالت انسانی است. سازمان ملل نیز در اسناد خود بر همین پیوند میان حقوق بانوان و حقوق بشر تأکید کرده است.
حکومت طالبان همه حقوق انسانی بانوان را به شدت پامال کرده و کشورهای که طالبان را درافغانستان برسرقدرت بالاکرده ویاهم با آنها در تعامل قراردارند , خود در پامالی حقوق بانوان این کشور دست ناپاک دارند ونمی توانند ازاین منجلاب خودرا بیرون فکر کنند.
__________________________________________________________________________________________________________