سنگر گزارشگران آزادیخواه

گزارش از:گیتی صدیقی

دانشجوی سال اول دانشکده ژورنالیزم

                سیمینار علمی در مورد حق

                        آموزش و کار برای دختر خانمها

  
   سیمینار علمی با عنوان《حق آموزش وکار برای دختر خانمها》 با اجرای گیتی صدیقی به عنوان گویندۀ (انانسر) این سیمینار در تاریخ ۱۰جدی ۱۴۰۳برگزارشد.
این برنامه با هدف بررسی حقوق دختران در زمینه آموزش، کار و بیان جایگاه آنان در درازنای تاریخ جهان و بخش های فرهنگی این سرزمین به رهنمایی دکترشکرالله کهگدای رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان برگزار گردید. در آغاز سخنرانی به نام الله توسط گیتی صدیقی صورت گرفت سپس وی از بانو هدیه امانی درخواست کرد تا قرائتی از قرآن کریم داشته باشد؛ پس از قرائت بانو هدیه امانی، استاد دکترشکرالله کهگدای رئیس دانشکده ژورنالیزم سخنرانی خود را آغاز کرد، استاد کهگدای اهمیت حق آموزش وکار برای دختران در جوامع معاصر پرداخته و بر لزوم توجه به این حقوق در سطح جهانی تاکید کرد.
استادکهگدای, شاه بیتی را از شاهنامه فردوسی چنین خواند:
به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر
وسپس گفت: عزیزان ما خوش آمدید, و سپاسگزاریم که دراین سیمینار علمی, که با همت والای دانشجویان خردگرای دانشکده ژورنالیزم در عنوان های حق آموزش وکار برای دختر خانمها : در ادیان آسمانی, در فرهنگ آریایی, در اشعار بزرگان ادب خراسان زمین, در اعلامیه جهانی حقوق بشر, در یک جامعه مدنی, نقشه راه برای برگشت این حق وفرایند وجمع بندی, براه افتاده, حضور بهم رسانیده اید. دراین گفتمان آزاد, حق انکار ناپذیر آموزش و کار برای دخترخانمها ر برهه های گوناگون زمانی ومکانی از جابلقا تا جابلسا , مورد واکاوی , نقد و بررسی و راهیابی قرار داده می شودکه درهیچ جایی و هیچ فرهنگی, به جز در جنگلی که درآنجا, قانون دیو و دد و اهریمن بدکنش, فرمان براند, دخترخانمها از حق انسانی آموزش وکار, محروم ساخته نشده اند.
حکیم فرزانه ابوالقاسم فردوسی طوسی در شاهکارجهانی شهنامه خود, در مورد دانایی و خرد چه زیبا فرموده است :
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
باید گفته آید که, دانشجویان دانشکده ژورنالیزم, با درخشش های ستایش برانگیزی, تا بحال 4 سیمینار علمی را , موفقانه سپری کرده اند بمانند:
1 - سیمینارعلمی پیرامون آزادی بیان. 2- سیمینار علمی پیرامون سکولاریزم. 3 – سیمینار علمی پیرامون فیمینیزم. 4- سیمینار علمی پیرامون فاشیزم. 5- و حالا سیمینار علمی پیرامون حق آموزش وکار برای دخترخانم ها.
لازم است سپاس گرمی داشته باشیم, ازاستاد اسدی گرامی, که دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان را براه انداخته است, و سپاس ویژه از بانوی فرهیخته فایقه جان امین گرامی مدیره تدریسی دانشکده ژورنالیزم که با بسیار مهربانی و دلسوزی کارهای اداری دانشکده ژورنالیزم را سر براه ساخته است و سربراه خواهد ساخت,سپاس از استادان فرهیختۀ که بی آلایشانه, دلسوزانه و مهربانانه, قبول زحمت فرموده, دانشجویان دانشکده ژورنالیزم را، بدون هیچ دستمزد مادی و اما با پاداش بسیاربلندبالای معنوی، موفقانه تدریس می نمایند:
از استاد جلیل غنی هروی گرامی, از استاد عثمان سمندر گرامی, از استاد حامد علمی گرامی, از استاد آصف معروف گرامی، از استاد عبدالقدیر میرزایی گرامی، از استاد کلثوم رجبی گرامی، از استاد علی جاوید کوهستانی گرامی و از استاد دانشمند وپرمایۀ علمی دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل, استاد علی مدنی که درحال پیوستن به گروه استادان دانشکده ژورنالیزم استند و از استاد جعفر طیار ,که تازه تشریف آورده اند وبرای همه شما خوبان خود, بازهم خوش آمدید و شاد باش میگوییم.
با مهر و سپاس فراوان
سپس گیتی صدیقی گویندۀ این سیمینار از بانو سکینه محمدی خواست تا درمورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها در ادیان آسمانی سخنان خود را بیان دارد، بانو سکینه محمدی در سخنرانی خود به بررسی حق آموزش وکار برای دختران در ادیان آسمانی پرداختند، وی ضمن اشاره به اصول انسانی موجود دراین ادیان، بر اهمیت احترام به حقوق دختران در راستای توسعه جوامع بشری تاکید کرد.

سخنرانی بانو سکینه محمدی:

قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ). آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند برابرند؟
عرض سلام و ارادت خدمت بزرگان و فرهیختگان حاضر در این جلسه.حضور تان سبز و بسیار خوش آمدید. با کسب اجازه از محضر اساتید گرامی،من سکینه محمدی میخواهم در این فرصت در مورد جایگاه آموزش و کار زنان از دید ادیان آسمانی صحبت نمایم.

جایگاه زنان در ادیان آسمانی به ویژه در یهودیت، مسیحیت و اسلام به طور سنتی با توجه به مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و دینی مورد بررسی قرار گرفته است. این ادیان به زنان احترام زیادی قائلند، اما در عین حال، نحوه درک این جایگاه در طول تاریخ و بر اساس تفسیرهای مختلف، متفاوت بوده است.
• یهودیت:
در یهودیت، زنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و در بسیاری از متون دینی به تکریم و احترام آنان پرداخته شده است. در تورات، زنان به عنوان مادران و همسران اهمیت زیادی دارند. نقش‌های خانوادگی، به ویژه مادر بودن، در یهودیت بسیار ارجمند است. با این حال، برخی از تفسیرها به زنان اجازه نمی‌دهند که در برخی فعالیت‌های دینی (مانند خواندن تورات در معابد عمومی) شرکت کنند،
اما در تلمود، کتاب دینی یهودیان، آمده است که "برای آموزش دختران باید پول خرج کرد، چون آموزش و یادگیری برای همه، چه مرد و چه زن، مهم است".
اما در جوامع یهودی مدرن‌تر، حقوق زنان در عرصه‌های دینی و اجتماعی گسترده‌تر شده است.
• مسیحیت:
مسیحیت نیز به زنان جایگاه ویژه‌ای داده است، بلاخص در زندگی و آموزه‌های عیسی مسیح. عیسی به زنان احترام زیادی می‌گذاشت و در بسیاری از موارد، در برابر سنت‌های اجتماعی زمان خود، از حقوق آنان دفاع می‌کرد. در انجیل، زنان به عنوان پیروان وفادار، مبلغان و حتی پیشگامان گسترش پیام مسیح دیده می‌شوند. با این حال، در طول تاریخ، برخی از مذاهب مسیحی نقش‌های زنان را محدود کرده‌اند، به ویژه در عرصه‌های رهبری دینی. اما در قرون اخیر، بسیاری از گروه‌های مسیحی به دنبال برابری بیشتر و پذیرش نقش‌های زنان در رهبری کلیسا بوده‌اند.
• اسلام:
در اسلام، زنان جایگاه بسیار ارزشمندی دارند. قرآن کریم به وضوح حقوق زنان را در زمینه‌های مختلف زندگی تأیید کرده است. در آیات قرآن، زن به عنوان فردی مستقل و با حقوقی مشابه مردان در زمینه‌های ازدواج، ارث، آموزش، و حتی در جهاد و تلاش‌های اجتماعی شناخته می‌شود. مثلاً در آیه ۲۲۷ سوره بقره، اشاره به حقوق متقابل زنان و مردان در ازدواج شده است.همچنان در زمینه آموزش یکی از مشهورترین احادیث این حدیث معروف پیامبر اسلام است:
"طلب العلم فریضة علی کل مسلم" (جستجوی علم بر هر مسلمانی فرض است). این حدیث به‌طور واضح به مسلمانان، چه زن و چه مرد، دستور می‌دهد که به دنبال علم بروند. پیامبر اسلام نیز رفتار منصفانه و محترمانه‌یی با زنان داشت و آنان را در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی مشارکت داد. با این حال، برخی از جوامع اسلامی به دلیل تفسیرهای خاص خود شان از متون دینی، محدودیت‌هایی را برای زنان اعمال کرده‌اند.
نتیجه‌گیری:
در مجموع، جایگاه زنان در ادیان آسمانی با تأکید بر ارزش‌های انسانی، احترام و حقوق آنها در سطوح مختلف زندگی بوده است. با این حال، تفسیرهای مختلف از متون دینی در طول تاریخ باعث تفاوت‌هایی در پذیرش و اعمال این حقوق در جوامع مختلف شده است. در دنیای امروز، بسیاری از ادیان به‌ویژه در جوامع مدرن، به حقوق برابر زنان توجه بیشتری دارند و در پی گسترش عدالت و برابری جنسیتی هستند.
سوال اینجاست ؟با وجود تاکید همه ادیان بزرگ چرا پیروان ادیان با کار و آموزش زنان مخالف اند؟چون فرصت محدود است بطور گذرا علت این مسأله را مرور میکنیم:
• دیدگاه‌های سنتی و فرهنگی
• تفکیک نقش‌های جنسیتی
• ترس از تغییرات اجتماعی
• آموزش به‌عنوان تهدیدی برای قدرت مردان
و بعضی موارد دیگر ...
در نتیجه،مخالفت با آموزش و کار زنان در بسیاری از پیروان ادیان بزرگ نتیجه تعاملات پیچیده‌یی از عوامل مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که در طول تاریخ در جوامع مختلف شکل گرفته‌اند. این عوامل در شرایط مختلف تغییر کرده و بسیاری از جوامع و پیروان ادیان به‌ویژه در دوران معاصر، به لزوم آموزش و کار زنان توجه بیشتری نشان داده‌اند.
دوستان ما اهمیت و جایگاه آموزش و کار زنان را از دید های متفاوت مورد بررسی قرار داده‌اند .که بحث را به آنها واگذار میکنیم.
سپاس بیکران از توجه شما خوبان .
دکلمه بانو گیتی صدیقی, پس از سخنرانی بانو سکینه محمدی؛ گیتی صدیقی گویندۀ برنامه, شعر زیبایی را دکلمه کرد که با استقبال حضار روبه‌رو شد.
رفتم که بخوانم و بسازم وطنم را
رفتم که بخوانم و بسازم وطنم را

خون کرد کتابم و شکستند قلمم را
من‌درگیر‌تحصیلم‌و‌سر‌مشق‌و‌سوادم

غافل که خریدند و بریدند کفنم را
خواستم که بگویم آه.... مثل آزادی

تا باز نمودم، تو ببستی دهنم را
با نام مسلمانی و هر مذهب و راهی

آتش زدی برجانم و سوزاند بدنم را
با دین محمد به کدام سوره و آیه؟!

کردی توسل و عریان بدنم را
ای دشمن سفاک وطن دِه تو جوابم

بهرچه نمودی تو پایمال چمنم را؟!
سوگند به هرقطره‌ای ازخون وجودم

پیوسته و پیوسته نمایم قدمم را
پیوسته و پیوسته نمایم قدمم را
پس از دکلمه گیتی صدیقی از بانو فرحت نوری خواسته شد تا درمورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها در فرهنگ آریایی سخنرانی کنند، ایشان به ارزش های فرهنگی واجتماعی مربوط به حقوق زنان و دختران در تمدن های آریایی اشاره کرد.

سخنرانی فرحت نوری:

در فرهنگ آریایی (ایرانشهربزرگ)، آموزش و کار به‌عنوان حقوق بنیادین انسانی واز جمله برای بانوان در نظر گرفته می‌شد و در متون و روایات تاریخی و فرهنگی این مردم تأکید زیادی بر اهمیت آن‌ها شده است. در فرهنگ آریایی و ادبیات پارسی، حق آموزش و کار برای زنان همواره مورد توجه بوده است. اگرچه در برخی دوره‌های تاریخی این حقوق محدود شده، اما اشعار و متون ادبی زیادی نشان‌دهنده جایگاه والای زنان در یادگیری، کار و مشارکت اجتماعی است. به برخی از این حقوق اشاره می‌شود:
حق آموزش
• اوستا (کتاب مقدس زردشتیان یکتاپرست):
در آموزه‌های زردشتی، تأکید زیادی بر دانش‌اندوزی وجود دارد. به‌عنوان مثال، در اوستا آمده است که انسان (زن ومرد) باید برای بهتر کردن زندگی خود و دیگران دانش کسب کند.
• نقش مکتب‌خانه‌ها در آریانای باستان:
در دوره‌های هخامنشی و ساسانی، کودکان (حتی دختران) به مکتب‌خانه‌ها فرستاده می‌شدند تا سواد خواندن، نوشتن و مسائل اخلاقی و آیین یکتاپرستی اوستا را یاد بگیرند.
حق کار
• احترام به کار در شاهنامه حکیم فرزانه فردوسی:
در داستان‌های شاهنامه، کار و تلاش فردی برای ساختن زندگی بهتر ستایش می‌شود. مثلاً در ماجرای کشف آتش توسط هوشنگ، او تلاش خود را برای بهبود شرایط زندگی بشر (زن ومرد) ادامه می‌دهد، که نشان‌دهنده ارزش کار است.
• نظام طبقاتی و شغلی در دوران ساسانیان:
در آریانای باستان، بانوان همپای مردان, می‌توانستند در حوزه‌های مختلف (مانند کشاورزی، صنعت، و بازرگانی) فعالیت کنند. این آزادی انتخاب حرفه و پیشرفت در آن، نشان‌دهنده اهمیت کار در این فرهنگ است.
ارزش والای زن در ادب پارسی
• حکیم فرزانه فردوسی طوسی در شاهکار شاهنامه:
در شاهنامه، شخصیت‌هایی مانند گردآفرید نشان‌دهنده زنانی هستند که از خرد، دانش و هنر بهره‌مند بوده‌اند. فردوسی می‌گوید:
زنان را همین بس بود یک هنر
نشینند و زایند شیران نر
اما این بیت در ادامه داستان به چالش کشیده می‌شود، چراکه شخصیت‌های زن مانند گردآفرید فراتر از نقش‌های سنتی عمل می‌کنند و در آموزش، هوش و خردورزی برجسته‌اند.
• حکیم فرزانه نظامی گنجوی:
در منظومه‌های نظامی، به‌ویژه در داستان‌های "هفت پیکر" و "لیلی و مجنون"، نقش زنان در دانش‌اندوزی ستایش می‌شود. نظامی در توصیف لیلی، او را دختری می‌نامد که در خرد و ادب از همگان برتر است:
چو لیلی در مکتب آموخت علم
قلم راند در دفتر همچو حلم
این بیت به وضوح نشان می‌دهد که زنان نیز حق آموزش و حضور در محیط‌های علمی را داشته اند.
• حکیم فرزانه خداوندگار بلخ مولانا جلال الدین محدبلخی رومی در مثنوی معنوی: (مثنوی معنوی مولوی – هست قرآن در زبان پهلوی) مولانا در حکایات خود به نقش زنان در کار و تلاش اشاره می‌کند. او در یکی از داستان‌ها زنی را توصیف می‌کند که با تدبیر و همت خود خانواده‌اش را از سختی نجات می‌دهد:
زن مگو آنک زن آن مردِ مرد
آنک در مردی همی آید به گرد
این بیت نقش فعال زنان در کار و مدیریت را مورد تمجید قرار می‌دهد.
• استاد سخن حکیم فرزانه سعدی در گلستان
سعدی در گلستان حکایتی را نقل می‌کند که نشان‌دهنده تلاش زنان در کار و استقلال اقتصادی است. هرچند مستقیم به کار زنان اشاره نمی‌کند، اما از زنی سخن می‌گوید که با خرد و اندیشه، شرایط زندگی خود را بهبود می‌بخشد:
زن خردمند و کاردان باشد
به ز مردی که نادان باشد
در دوران‌های پیش از تاریخ و دوره‌های هخامنشی، زنان نقش‌های برجسته‌یی در سیاست، فرهنگ، و مدیریت داشته‌اند.
نام برخی از زنان مشهور ایرانشهر:
زنان مشهور دوران جمشید جم (اساطیری)
• کتایون (کَتایون)
همسر گشتاسپ شاه و مادر اسفندیار، یکی از شخصیت‌های برجسته در شاهنامه است. او نماد خردمندی، وفاداری و قدرت خانوادگی است.
• فرانک
مادر فریدون شاه و خانم آپتین (آپتین بدست ضحاک ماران تازی کشته شده بود تا مغزش خوراک دومار بالای سرشانه اش شود)، یکی از قهرمانان شاهنامه. فرانک زنی شجاع و خردمند بود که برای نجات فرزندش از دست ضحاک ماران تازی, تلاش‌های فراوانی کرد و در نهایت فرزندش فریدون, ضحاک ماران را به زیر آورد وخود به شاهنشاهی هفت اقلیم رسید.
• گردآفرید
یکی از زنان جنگجوی شاهنامه، که در داستان‌ها به‌عنوان زنی شجاع و دلیر توصیف شده است و نقش مهمی در دفاع از ایرانشهر ایفا می‌کند.
زنان مشهور دوران هخامنشی
• آتوسا
دختر کوروش بزرگ، همسر داریوش بزرگ و مادر خشایارشاه. او یکی از تأثیرگذارترین زنان در دوره هخامنشی بود و نقش مهمی در اداره امور حکومتی ایفا می‌کرد. آتوسا به‌عنوان زنی باهوش و سیاست‌مدار شناخته می‌شد.
• پانته‌آ
همسر آبراداتاس، یکی از شخصیت‌های مشهور در کتاب "کورش‌نامه" اثر گزنفون. او به زیبایی، وفاداری و شجاعت شهرت داشت و پس از مرگ همسرش، خود را برای او قربانی کرد.
• آرتمیس یکم
فرمانده نیروی دریایی هخامنشی در زمان خشایارشاه. او در نبرد سالامیس (480 پیش از میلاد) نقش مهمی داشت و به‌عنوان یک استراتژیست نظامی زبردست شناخته می‌شد که در برابر هجوم ارتش اسکندر مقدونی ایستادگی و دلاوری های ماندگاری انجام داد.
• رکسانا (روشنک, رخشانه)
دختر یکی از نجیب‌زادگان ایرانشهر که اسکندر مقدونی اورابه زنی گرفت. او پس از تسخیر آریانا توسط اسکندر، نقش مهمی برای نزدیکی فرهنگ آریایی و یونانی ایفا کرد که به نام هنر وتمدن یونانوباختری یادمی شود.
• پری‌ساتیس
همسر داریوش دوم و مادر اردشیر دوم. او زنی با نفوذ و سیاست‌مدار بود و نقش فعالی در دربار هخامنشی داشت.
فرآیند
در فرهنگ سچه آریایی ها ، هم آموزش و هم کار از حقوق بنیادین انسان‌ها واز جمله بانوان بوده و به آن‌ها به چشم احترام برای رشد فردی و اجتماعی نگاه می‌شده است. این ارزش‌ها در تاریخ، ادبیات و اسناد تاریخی برجسته استند و همچنان می‌توان آن‌ها را الهام‌بخش زندگی مدرن امروزی دانست.
ادبیات پارسی، به‌ویژه اشعار کلاسیک، نشان‌دهنده تأکید فرهنگ آریایی بر آموزش و کار زنان است. زنانی مانند گردآفرید، یوتاب, سیندخت همسر مهراب شاه کابل ومادر روابه , لیلی و زنان دیگر در اشعار فردوسی، نظامی و مولانا نماینده زنانی هستند که از حق آموزش و کار برخوردار بوده‌اند و این حقوق را به نفع جامعه به کار می‌گیرند.
زنان آریایی در دوره‌های اساطیری و تاریخی، از زمان جمشید جم تا هخامنشیان، در حوزه‌های مختلف از جمله سیاست، فرهنگ، جنگ و خانواده نقش برجسته‌ای ایفا کرده‌اند. این زنان نشان‌دهنده اهمیت جایگاه زن در فرهنگ آریایی و تمدن باستانی این حوزه فرهنگی است.
با سپاس از توجه شما عزیزان

در این بخش سیمینار از بانو فرخنده صدیقی در خواست شد تا درمورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها در اشعار بزرگان ادب خراسان زمین صحبت کند.
سخنرانی بانو فرخنده صدیقی :
بسم‌الله الرحمن الرحیم
حضار محترم،
با سلام و احترام، خدمت شما بزرگواران، امروز در این نشست، به یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی در فرهنگ و تمدن خراسان و جهان اسلام می‌پردازیم. موضوعی که به نحوی، هم در گذشته و هم در حال حاضر مورد بحث و تأمل قرار گرفته است: حق آموزش و کار برای بانوان در اشعار بزرگان و ادب خراسان‌ زمین.
• اهمیت آموزش در اندیشه‌های ادبای خراسان‌زمین
خراسان‌زمین، این سرزمین غنی از علم، ادب و فرهنگ، همواره در تاریخ خود افراد بزرگ و فرهیخته را به جهان معرفی کرده است که در اشعار و آثار خود به ارزش‌های انسانی، معنوی و اجتماعی پرداخته‌اند. در این میان، بحث آموزش و حق تحصیل برای زنان نیز جایگاه ویژه‌ای داشته است.
از دیرباز در شعر فارسی، زنان نه تنها به عنوان مادران و همسران، بلکه به عنوان انسان‌هایی با حق آموزش، اندیشه و مشارکت در امور اجتماعی دیده شده‌اند. شاعران بزرگی همچون فردوسی، خیام و سعدی به طور غیرمستقیم یا مستقیم به مسائل زنان و حقوق آنان اشاره کرده‌اند. فردوسی در شاهنامه، با تأکید بر لزوم علم‌آموزی و دانایی، همه انسان‌ها را به داشتن آگاهی و علم فرا می‌خواند، بی‌توجه به جنسیت. در این نگاه، زن نیز در کنار مرد می‌تواند به علم دست یابد و در عرصه‌های مختلف زندگی تأثیرگذار باشد.
• حضور زنان در شعر شاعران خراسانی
شاعران بزرگ خراسانی چون مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، خاقانی شروانی و نیما یوشیج، در آثار خود نه تنها به مقام و منزلت زن پرداخته‌اند، بلکه در اشعارشان به ضرورت آگاهی و خودسازی زنان اشاره کرده‌اند. مولانا با اشعار عرفانی خود به زنان توصیه می‌کند که از مسیر علم و دانش فاصله نگیرند و در جستجوی حقیقت باشند. در این اشعار، زنان به عنوان موجوداتی صاحب اندیشه و عقل معرفی شده‌اند که حق دارند از علم بهره‌مند شوند و در جامعه نقش فعال داشته باشند.
• حق کار برای زنان در اندیشه‌های ادبای خراسانی
موضوع بعدی که در این سخنرانی به آن خواهیم پرداخت، حق کار و حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی است. در اشعار بزرگان ادب فارسی، زن نه تنها به عنوان یک موجود فکری و فرهنگی بلکه به عنوان یک انسان فعال در جامعه شناخته شده است. سعدی در گلستان خود، با تأکید بر برابری حقوق انسان‌ها، هیچ گونه تفاوتی میان زن و مرد قائل نمی‌شود. او در سخنانی که به تربیت انسان‌ها می‌پردازد، هیچ محدودیتی برای زنان قائل نیست.
همچنین، شاعران دیگر مانند خواجه حافظ، با توجه به مسائل اجتماعی، در آثار خود از زنان به عنوان افرادی با توانمندی‌های خاص یاد می‌کنند که می‌توانند در همه عرصه‌ها ایفای نقش کنند. کار و فعالیت اجتماعی برای زنان، در نظر این شاعران، نه تنها امری ممکن است، بلکه حق آنان نیز به شمار می‌آید.
• نتیجه‌گیری:
در نهایت، می‌توان گفت که حق آموزش و کار برای بانوان در اشعار بزرگان و ادب خراسان‌زمین بسیار قابل مشاهده است. این شاعران بزرگ و خردمند، با توجه به ارزش‎های انسانی و اسلامی، همواره به زنان توصیه کرده‌اند که از علم و آگاهی بهره‌مند شوند و در عرصه‌های مختلف زندگی مشارکت داشته باشند.
ما به عنوان نسل امروز باید از این اندیشه‌های خردمندانه بهره‌برداری کرده و در راه تحقق حقوق زنان در جامعه، به ویژه در زمینه‌های آموزش و کار، گام‌های مؤثری برداریم. حق آموزش و کار برای بانوان نه تنها یک حقوق انسانی است، بلکه مسیر رشد و پیشرفت فردی و اجتماعی را هموار می‌سازد.
والسلام علیکم و رحمت‌الله
گیتی صدیقی بعد از ختم کلام بانو فرخنده صدیقی شعر زیبای از مولانا جلال الدین بلخی را دکلمه کرد.
دکلمه گیتی صدیقی:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق‌است‌ و‌ محبت‌ است‌ و‌ باقی‌همه هیچ
حالا نوبت میرسد به سخنرانی بانو سبزینه اصولی, او در مورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها در اعلامیه جهانی حقوق بشر پرداخته و به بررسی موارد مختلف این اعلامیه در زمینه حقوق زنان و دختران چنین اشاره میکند:

در اعلامیه جهانی حقوق بشر
زنان و حقوق بشر موضوعی بسیار مهم است که در سطح جهانی برای دستیابی به برابری و عدالت در جوامع مختلف مورد توجه قرار دارد. اعلامیه حقوق بشر به اصول و قواعدی گفته می شود که به انسان ها ، به ویژه زنان ، حقوق و آزادی های اساسی را تضمین می‌کند . این اصول در اسناد مختلف بین المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون محو تمام اشکال تبعیض علیه زنان بیان شده است
حق زنان در اعلامیه جهانی حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان ملل متحد به تصویب رسید و اصولی را برای حقوق انسانی همه افراد بدون توجه به جنسیت ، نژاد ، ملیت یا مذهب ، تعیین کرد . در این اعلامیه حقوق زنان به طور خاص مورد تاکید قرار گرفته است .
ماده ۱ تمام افراد بشر آزاد و برابر در کرامت و حقوق هستند و باید در روح برادری زندگی کنند .
این ماده تاکید می‌کند که هیچ گونه تفاوت بین افراد در حقوق و کرامت انسانی نمیتواند وجود داشته باشد حتی اگر فرد زن باشد .
ماده ۲
هر فردی باید از همه حقوق و آزادی های اعلام شده در این اعلامیه بدون هیچ گونه تمایز از جمله تمایز بر اساس جنسیت برخوردار باشد .
این ماده به طور مستقم بر اهمیت برابری جنسیتی تاکید می‌کند و تبعیض بر اساس جنست را رد می‌کند .
کنوانسون محو تمام اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)
۲: خشونت علیه زنان : زنان در بسیاری از جوامعه هنوز با انواع مختلف خشونت مانند خشونت خانگی ، آزار و اذیت جنسی ، ازدواج اجباری و اختطاف روبرو هستند .
۳: محدودیت ها فرهنگی و اجتماعی
در بسیاری از فرهنگ ها و جوامع نقش زنان محدود به کارهای خانه داری و مادر بودن است و از مشارکت فعال ان ها در سیاست ،اقتصاد و علم جلوگیری می شود.
۴: عدم دسترسی به آموزش و بهداشت : در برخی مناطق زنان از دسترسی برابر به آموزش و خدمات بهداشتی محروم هستند این موضوع به ویژه در کشورها در حال توسعه و مناطق روستایی مشاهده می شود.
نقش زنان در پیشبرد حقوق بشر
زنان نه تنها باید از حقوق خود دفاع کنند بلکه در بسیاری از کشور ها نقش و فعالی در پیشبرد حقوق و مبارزه بار تبعیض دارند. زنان در سراسر جهان با مبارزات اجتماعی ، سیاسی حقوق خود توانسته اند به دستاوردهای مهمی در زمینه حقوق بشر برسند.
با سپاس ازهمه شما خوبان
گیتی صدیقی از بانو سبزینه اصولی تشکر کرده و از بانو وجیفه رضایی خواست تا نظریات خود را درمورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها در جامعه مدنی بیان کند، بانو وجیفه رضایی به تحلیل نقش جامعه مدنی در حمایت از حقوق دختران وزنان پرداخته گفت:
"به نام خالق هستی که مارادر مسیر علم و آگاهی رهنمایی میکند"
سلام و احترام خدمت همه حضار گرامی ؛
هر گامی که در مسیر برابری جنسیتی بر میداریم ،دنیایی بهتری برای آینده می‌سازیم؛
وامروز مادرپی آن هستیم که حق آموزش وکار برای دختران،به عنوان ستون های پیشرفت و عدالت ،در جامعه یی مدنی را به رسمیت بشناسیم .
آموزش دختران باعث رشد فکری و توانمندی آنان می‌شود. و آن هارا برای داشتن زندگی مستقل و مشارکت فعال در جامعه آماده می‌سازد.
آموزش باعث کاهش فقر،افزایش آگاهی اجتماعی و بهبود بهداشت عمومی می‌شود.
هر دختری حق دارد مانند؛ پسران به مدرسه ودانشگاه بروندتحصیل کنند و کاری که به آن علاقه دارند فعالیت کنند. که این حقوق از جمله مواردی است که در اسناد بین المللی مانند؛اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به رسمیت شناخته شده است.
و حال روی اهمیت آموزش برای دختران میپردازم :
توانمند سازی آموزش تنها یک حق نیست،بلکه کلید تغییر است.
زمانی که دختران آموزش می بینند آن ها می‌توانند توانایی تصمیم گیری بهتری در خانواده،زندگی خود و جامعه داشته باشد.
سلامت جامعه؛ آموزش دختران می‌توانند باعث کاهش فقر و افزایش رفاه جامعه می شود، یک دختری که تحصیل می‌کند نه تنها برای خود و خانواده بلکه برای جامعه در آمدی ایجاد می‌کند. و به کاهش نابرابری های اجتماعی کمک می‌کند.
اهمیت حق کار
استقلال: کار کردن به دختران کمک می‌کند مستقل باشد. واز نظر مالی وابسته به دیگران نباشد.که بالای پیشرفت جامعه تاثیر زیادی دارد.
پیشرفت خانواده و جامعه؛ دختران و زنان شاغل می‌توانند به بهبود شرایط زندگی خانواده و رشد اقتصادی کشورش کمک کنند.
دختران در آموزش وکار با چالش های مواجه می‌شوند؛
موانع فرهنگی: برخی سنت ها و باورهای نادرست که خانواده‌ها و مردم‌ آن عقیده دارند باعث شده است که دختر خانم ها از حق تحصیل و کار منع شوند.
عدم امنیت: نبود امنیت برای دختران ونگرانی های خانواده‌ها باعث می‌شود که آن ها را از تحصیل و کارشان باز دارند.
راهکار ها ؛ آگهی بخشی ؛ خانواده ها و جامعه باید از اهمیت تحصیل و کار دختران آگاه شوند تا مانع حق تحصیل وکار آن ها نشوند.
حمایت های دولتی : دولت ها باید قوانینی تصویب کنند که ازحقوق دختران حمایت شود.
تشکر از توجه تان
گیتی صدیقی بازهم یک شعر زیبای دیگر را دراین بخش سیمینار دکلمه نمود: اگر سوزی کتابم را به‌روی خاک بنویسم
جواب امتحانم را به برگ تاک بنویسم
قلم را گرشکستی خوش مَشو من درنمی مانم
بروی جاده نمناک با خاشاک بنویسم
مَدِه از میوه باغت اگرچه گشنه‌ام اما
مرا بگذار در مکتب که سیب و ناک بنویسم
زمین تا حال صدها پرسش حل ناشده دارد
چرا از خاک ننویسم که از افلاک بنویسم
اگر نام دیگر اندکی خط خط شود خیراست
مگر در هر کجا نام وطن را پاک بنویسم
مگر در هرکجا نام وطن را پاک بنویسم
سپس از بانو فخریه محمدی خواسته شد تا درمورد حق آموزش وکار برای دختر خانمها، نقشه راهی برای برگشت این حق ارائه دهند، وی به بررسی چالش ها و فرصت های موجود برای بازگرداندن این حقوق پرداخت:
سلام و احترام خدمت شما دوستان عزیز،
حالا در اینجا گرد هم آمده‌ایم تا در مورد حق آموزش و کار برای دختران صحبت کنیم و راه‌های بازپس‌گیری این حقوق را بررسی کنیم. این حق‌ها به عنوان حقوق اولیه انسان‌ها، باید برای همه، به‌ویژه دختران، محترم شمرده شوند.
اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم، اهمیت آموزش برای دختران است.
آموزش نه تنها ابزار توانمندی فردی است، بلکه پایه‌گذار تغییرات اجتماعی و اقتصادی در جوامع است. دختران باید از حق آموزش برخوردار باشند تا بتوانند به توانمندی‌های خود پی ببرند، به تحصیلات عالی دست یابند و نقشی فعال در جامعه ایفا کنند.
اما متأسفانه، در بسیاری از نقاط جهان، دختران از آموزش محروم هستند. موانع فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، گاهی این حق را از آن‌ها می‌گیرد. در این راستا، برای بازپس‌گیری این حق، باید اقداماتی انجام دهیم:
• آگاه‌سازی و تغییر نگرش‌ها: تغییر نگرش‌ها و باورهای اجتماعی پیرامون حق آموزش دختران یک گام اساسی است. باید به جامعه و خانواده‌ها آموزش دهیم که سرمایه‌گذاری در آموزش دختران، نه تنها برای خودشان، بلکه برای توسعه جامعه به‌طور کلی سودمند است.
• برخورد با موانع اقتصادی و سیاسی: برای برداشتن موانع اقتصادی، باید سیاست‌گذاران را ترغیب کنیم که بودجه‌های آموزشی را افزایش دهند و امکانات تحصیلی را برای دختران فراهم کنند. همچنین، باید قوانین ضد تبعیض در آموزش در سطح ملی و بین‌المللی تقویت شوند.
دومین حق اساسی که باید به آن پرداخته شود، حق کار برای دختران است.
دختران باید فرصت‌های برابر برای حضور در بازار کار و تحقق اهداف شغلی خود داشته باشند. این حق تنها به معنای داشتن شغل نیست، بلکه به معنای داشتن شرایط کاری مناسب، برابر با مردان و بدون تبعیض است.
برای بازپس‌گیری این حق، باید به موارد زیر توجه کنیم:
• ایجاد فرصت‌های شغلی برابر: با ایجاد و حمایت از مشاغل ویژه برای زنان و دختران، این گروه می‌توانند در اقتصاد نقش پر رنگ داشته باشند. همچنین، برنامه‌های آموزشی شغلی برای دختران در تمام سطوح، به ویژه در رشته‌های فنی و حرفه‌ای، اهمیت زیادی دارد.
• تقویت قوانین و سیاست‌ها: برای تضمین فرصت‌های شغلی برابر، قوانین ضد تبعیض باید به‌طور جدی پیگیری شوند و اجرا شوند. در بسیاری از کشورها، زنان و دختران هنوز از حقوق مساوی در دسترسی به شغل و حقوق کار محروم هستند.
•رفع موانع اجتماعی و فرهنگی: برخی از جوامع هنوز بر این باورند که زنان باید در خانه بمانند و نقش‌های سنتی خود را ایفا کنند. برای تغییر این وضعیت، نیاز به تغییرات فرهنگی و اجتماعی داریم. رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی و دولت‌ها باید برای اصلاح این نگرش‌ها هم‌راستا و همکاری کنند.
در نهایت، فرآیند بازپس‌گیری این حقوق باید تدریجی و پایدار باشد.
ما باید از هم‌اکنون گام‌های مؤثری برای تغییر وضعیت برداریم. این اقدامات باید بر پایه آگاهی‌بخشی، تغییر قوانین، و بهبود فرصت‌های اقتصادی و شغلی برای دختران باشد.
ما می‌توانیم آینده‌ای روشن برای دختران بسازیم، اما برای این کار نیازمند همکاری، هم‌افزایی و تلاش مستمر هستیم.
تشکر از توجه شما.
و در نهایت گیتی صدیقی از بانو شهین شهریار خواست تا به صورت کلی نتیجه گیری از سخنرانی‌ها و بحث‌های انجام شده را بیان کنند، بانو شهین شهریار ضمن تشکر از تمامی سخنرانان، به تاکید بر ضرورت اقدام جدی برای تحقق حقوق آموزش و کار برای دختران پرداخته گفت:

سیمینار امشب به تحلیل و بررسی یکی از بنیادی‌ترین حقوق انسانی، یعنی حق آموزش و کار برای دختر خانم‌ها پرداخته است. در این جلسه، هدف اصلی ما پاسخ به این سوالات بود که چگونه ادیان آسمانی، فرهنگ آریایی، اشعار بزرگان ادب خراسان و اصول جهانی حقوق بشردر راستای این حق حرکت کرده‌اند و چه نقشه و راه های برای تحقق این حق در جوامع مدنی وجود دارد. در ادامه، به نکات اساسی این تحلیل پرداخته‌ایم:
•حق آموزش و کار در ادیان آسمانی:
در ادیان آسمانی مانند اسلام، مسیحیت و یهودیت، آموزش و کار برای زنان نه تنها مجاز بلکه ضروری شناخته شده است. این ادیان به طور صریح به رشد علمی و اجتماعی زنان اشاره کرده‌اند و در بسیاری از متون دینی، به اهمیت آموزش و اشتغال برای زنان تأکید شده است. در اسلام، به عنوان مثال، پیامبر اسلام (ص) فرموده‌اند: "طلب علم بر هر مسلمان زن و مرد فرض است."این بیان نشان می‌دهد که زنان باید از حق آموزش برخوردار باشند تا بتوانند در جامعه‌ای که به رشد و توسعه علمی نیاز دارد، مشارکت کنند. همچنین، در مسیحیت و یهودیت نیز زنان به عنوان افراد مستقل و با حقوق مساوی با مردان در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی به رسمیت شناخته شده‌اند.
•حق آموزش و کار در فرهنگ آریایی:
فرهنگ آریایی به‌عنوان یک فرهنگ کهن و با تاریخ و تمدن عمیق، در طول قرون متمادی تأثیرات زیادی بر جوامع مختلف در آسیای مرکزی، ایران، هند و دیگر نقاط داشته است. در این فرهنگ، حق آموزش و کار برای زنان نه تنها به رسمیت شناخته می‌شود، بلکه در بسیاری از دوره‌ها به‌ویژه در دوران‌های پیشین، زنان به‌طور فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی و اقتصادی مشارکت داشتند. در این فرهنگ، زنان علاوه بر وظایف خانوادگی، در بسیاری از زمینه‌ها مانند هنر، علم، سیاست و حتی جنگ نیز نقش‌های برجسته‌ای ایفا می‌کردند.
•حق آموزش و کار در اشعار خراسان زمین:
در آثار بزرگان ادب فارسی همچون فردوسی، حافظ، سعدی و دیگر شاعران برجسته خراسانی، بارها به برابری حقوق زنان و مردان اشاره شده است. برای مثال، در اشعار حافظ، توجه ویژه‌ای به حقوق زنان در عرصه‌های اجتماعی و علمی شده است. فردوسی در شاهنامه با تأکید بر شخصیت‌های زنانی همچون فرنگیس و گشتاسپ، نشان داده است که زنان می‌توانند نقش‌های برجسته و تأثیرگذار در جامعه ایفا کنند. این اشعار نه تنها از نظر ادبی بلکه از نظر اجتماعی نیز پیامی از برابری و اهمیت آموزش و پیشرفت زنان به همراه دارند.
• اعلامیه جهانی حقوق بشر:
طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق آموزش و کار برای همه انسان‌ها، بدون توجه به جنسیت، به رسمیت شناخته شده است. در بند 26 این اعلامیه آمده است: "هر فرد حق دارد از آموزش بهره‌مند شود"و در بند 23، حق کار و اشتغال برای همه افراد تضمین شده است. این اصول جهانی نشان می‌دهد که در دنیای مدرن، برابری زنان و مردان در زمینه‌های آموزشی و شغلی باید تحقق یابد و هیچ‌گونه تبعیضی در این زمینه پذیرفته نیست.
• جامعه مدنی و حق آموزش و کار زنان:
در جوامع مدنی، برای تحقق حق آموزش و کار زنان باید قوانین و زیرساخت‌هایی ایجاد شود که از زنان در زمینه‌های آموزشی و شغلی حمایت کنند. در بسیاری از کشورها، قوانین حمایتی برای زنان وجود دارد که می‌تواند در زمینه‌های مختلف مانند حق آموزش، حقوق کاری، دستمزد برابر و دسترسی به فرصت‌های شغلی و آموزشی تأثیرگذار باشد. در این راستا، سازمان‌های غیر دولتی و نهادهای بین‌المللی نیز می‌توانند به عنوان حامیان حقوق زنان در جوامع مختلف عمل کنند تا برابری کامل در این زمینه‌ها تحقق یابد.
• نقشه راه برای تحقق این حق:
حق:برای تحقق حق آموزش و کار برای زنان، به یک نقشه و راه مشخص نیاز داریم. این نقشه باید شامل آموزش عمومی، اصلاح قوانین حمایتی، و ایجاد زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی باشد که بتواند فرصت‌های برابر را برای زنان فراهم کند. علاوه بر این، باید برنامه‌های آموزشی و حمایتی برای زنان به ویژه در جوامع محروم و روستایی ارائه شود تا آن‌ها نیز بتوانند از این حق بهره‌مند شوند. آگاهی‌بخشی عمومی و حمایت‌های قانونی از دیگر ارکان این نقشه راه هستند که به تحقق این هدف کمک خواهند کرد.
در پایان، باید بگوییم که حق آموزش و کار برای دختر خانم‌ها یک حق انسانی است که در تمامی ابعاد فرهنگی، دینی و حقوق بشری باید به رسمیت شناخته شود. این حق تنها در صورتی محقق خواهد شد که آموزش، قوانین حمایتی، و فرصت‌های شغلی به طور کامل در دسترس زنان قرار گیرد و سازمان‌ها و دولت‌ها در این راستا اقداماتی جدی و پایدار انجام دهند.
تحقق این حق نه تنها باعث رشد فردی زنان خواهد شد، بلکه موجب توسعه اجتماعی واقتصادی جوامع نیز خواهد گردید.
با سپاس ازهمه عزیزان
در پایان, گیتی صدیقی به عنوان گوینده این سیمینار به نمایند گی از دانشکده ژورنالیزم از حضور تمامی مهمانان و سخنرانان سپاسگزاری کرد.

_____________________________________________________________________________________________________

گزارش از: عبیره کریمی

دانشجوی سال اول دانشکده ژورنالیزم

دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان

                 مزایا و معایب سیکولاریزم

سیمینار علمی تحت عنوان «سیکولازم» با ارائه سخنرانی دانشجویان دانشکده ژورنالیزم روز دوشنبه 2024/11 ساعت 7 بامداد برگزار شد. جا دارد سپاس ویژه‌یی داشته باشم از استاد کهگدای بزرگوار رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آموزشی آنلاین بانوان افغانستان، بخاطر برگزاری همچون برنامه های علمی جهت به روز سازی استعداد دانشجویان این دانشکده؛ ابزار سپاس بی پایان دارم.

در این نشست علمی موضوع « سیکولازم» از دیده گاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته ، از جنبه های مختلفی تشریح و توضیح داده شده است.

سکولاریزم، به‌عنوان یک مفهوم سیاسی و فلسفی، به تفکیک دین از دولت و مدیریت امور اجتماعی اشاره دارد. این اندیشه بر اساس اصل جدایی نهادهای دینی از نهادهای حکومتی بنا شده و تلاش می‌کند تا از تأثیرگزاری مذهب بر سیاست و قوانین جلوگیری کند. سکولاریزم به آزادی عقیده و دین احترام می‌گذارد و هدف آن فراهم کردن فضای است که در آن افراد، فارغ از باورهای دینی یا غیردینی خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.

بانو ستاره شفق تحلیل خود را در مورد سکولاریزم چنین بیان کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

خانم‌ها و آقایان محترم،

سلام و وقت بخیر.

امروز می‌خواهم درباره موضوعی صحبت کنم که برای ساختن جامعه‌ای آزاد، برابر و عادلانه اهمیت بسیاری دارد. این موضوع سکولاریزم است. سکولاریزم به معنای جدایی دین از دولت است و هدف آن تضمین آزادی مذهبی و برابری همه شهروندان در برابر قانون است.

اصول سکولاریزم

اجازه دهید به برخی از اصول اساسی سکولاریزم اشاره کنم:

1. جدایی دین از دولت:

دولت نباید در امور دینی دخالت کند و دین نیز نباید در سیاست و تصمیم‌ گیری‌های حکومتی نقش داشته باشد. این اصل به دولت اجازه می‌دهد تا به عنوان نهادی بی‌طرف عمل کند و برای همه شهروندان، فارغ از اعتقادات شان، خدمت کند.

2. بی‌طرفی دولت نسبت به ادیان:

دولت در نظام سکولار باید نسبت به همه ادیان بی‌طرف باشد. هیچ دینی نباید در سیاست یا قانون‌گزاری ترجیح داده شود یا بر دیگران برتری داشته باشد.

3. آزادی مذهبی:

سکولاریزم به هر فرد حق می‌دهد که آزادانه دین خود را انتخاب کند، تغییر دهد یا حتی بی‌دین باشد. این آزادی یکی از مهم‌ترین حقوق انسانی است که در جوامع سکولار تضمین می‌شود.

4. آموزش سکولار:

نظام آموزشی باید از تعالیم دینی جدا باشد و بر پایه علم و دانش عمومی بنا شود. این امر به رشد شهروندانی آگاه و مستقل کمک می‌کند.

اهداف سکولاریزم

سکولاریسم چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

1. حفظ تنوع دینی و عقیدتی:

سکولاریزم فضایی را ایجاد می‌کند که در آن افراد با هر نوع اعتقاد یا بی‌اعتقادی می‌توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند.

2. پیشگیری از دخالت دین در سیاست:

سکولاریزم تلاش می‌کند از دخالت دین در سیاست جلوگیری کند تا تصمیمات سیاسی بر اساس منافع عمومی و عقلانیت اتخاذ شوند.

3. تأمین عدالت اجتماعی:

یکی از اهداف سکولاریزم، تأمین عدالت اجتماعی است. این عدالت به معنای برابری همه افراد در برابر قانون و فراهم آوردن فرصت‌های برابر می باشد

در نتیجه گفته میتوانیم که :

سکولاریزم به ما کمک می‌کند تا جامعه‌ای بسازیم که در آن همه افراد، فارغ از دین و مذهب، بتوانند در کنار یکدیگر به طور برابر و عادلانه زندگی کنند. با پذیرش اصول سکولاریزم، می‌توانیم به سوی جامعه‌یی حرکت کنیم که در آن آزادی، عدالت و برابری برای همه تضمین شده باشد.

با تشکر از بانو شفق.

سکولاریزم می تواند به ارتقای برابری، احترام به تنوع عقاید، جلوگیری از تبعیض مذهبی و تمرکز بر رفاه عمومی جامعه دارد. در این قسمت برنامه خواهر عزیز ما وجیفه رضایی تاریخچه سکولاریزم را برای ما واضح می سازد.

وجیفه رضایی ؛

بنام یاد خدا

تاریخچه سکولاریزم

سکولاریزم یعنی جدایی دین از حکومت .این اندیشه بعد از جنگ های مذهبی طولانی در اروپا به وجود آمد،چون مردم خسته از دخالت دین در سیاست بودند در قرون وسطی ،کلیسا قدرت زیادی داشت و حتی بر زندگی روزمره مردم نظارت می‌کرد.اما در دوران روشنگری قرن 17و 18 دانشمندان و فیلسوفان مثل ولتر و جان لاک گفتند که دین و سیاست باید جدا باشند تا عدالت و آزادی برای همه برقرار شود.

سکولاریزم به طور رسمی در انقلاب فرانسه و آمریکا شکل گرفت،جایی که قانون ها بر اساس عقل و منطق نوشته شدند، نه باور های دینی .هدف اصلی آن این بود که همه افراد ، با هر دینی یا بدون دین ، در جامعه حقوق مساوی داشته باشند .

نظر یا دید من در این باره !

سکولاریزم یک روش برای برقراری عدالت و جلوگیری از سوءاستفاده از دین است . این به معنای کنار گذاشتن دین نیست ،بلکه می خواهد دین و دولت هر کدام کار خودشان را بکنند .و در جای سکولار ،دین خصوصی است و حکومت به همه افراد ،صرف نظر از اعتقادشان،احترام می‌گذارد.

اما چالش اصلی این است که در برخی جوامع ،سکولاریزم با فرهنگ و باور های مردم تضاد دارد. و برای موفقیت این اندیشه ،باید گفت‌وگو و آگاهی بیشتری ایجاد شود تا مردم بفهمند که سکولاریزم دشمن دین نیست،بلکه به نفع همگی میباشد.

با سپاس از بانو رضایی. سکولاریزم ویژگی مهم در همه ابعاد جامعه دارد. خانم فرحت نوری در این مورد بحث می کند.

فرحت نوری :

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز می خواهم در مورد ویژه گی سکوالایسم بحث کنم.

سکولاریزم (Secularism) به مفهومی اطلاق می‌شود که بر جدایی دین از نهادهای دولتی و حکومتی تأکید دارد. در این نظام، دین در امور عمومی و حکومتی دخالت نمی‌کند، و دولت نیز در امور دینی بی‌طرف است. هدف اصلی سکولاریزم تضمین آزادی عقیده و مذهب برای همه افراد جامعه است، چه مذهبی باشند و چه غیرمذهبی.

ویژگی‌های اصلی سکولاریزم:

1. جدایی دین از دولت: تصمیمات حکومتی و سیاست‌گزاری‌ها بر اساس اصول دینی اتخاذ نمی‌شود، بلکه بر مبنای منافع عمومی و عقلانیت هستند.

2. آزادی مذهب: افراد می‌توانند هر دینی را بپذیرند یا هیچ دینی نداشته باشند، و این انتخاب تأثیری بر حقوق شهروندی آن‌ها ندارد.

3. برابری: هیچ مذهبی بر دیگری برتری ندارد و همه شهروندان فارغ از باورهای دینی یا غیردینی خود در برابر قانون برابر هستند.

اهداف سکولاریزم:

• جلوگیری از دخالت دین در سیاست و حکومت.

• کاهش تعصبات مذهبی و ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز میان افراد با عقاید مختلف.

• حفظ حقوق اقلیت‌های دینی و غیرمذهبی.

سکولاریزم به‌طور گسترده در جوامع مختلف شکل‌های متفاوتی دارد. برای مثال:

• در برخی کشورها مانند فرانسه، سکولاریزم به شکل سخت‌گیرانه‌ای اجرا می‌شود و هرگونه نماد مذهبی در فضاهای عمومی محدود است.

• در کشورهایی مانند ایالات متحده، سکولاریزم بر اساس آزادی مذهب و جدایی دین از سیاست تعریف شده است.

به‌طور کلی، سکولاریزم تلاش می‌کند تا فضایی ایجاد کند که در آن همه افراد بتوانند آزادانه باورها و ارزش‌های خود را دنبال کنند، بدون اینکه دین خاصی بر جامعه حاکم باشد.

با تشکر از خانم نوری

سکولاریزم به هر فرد حق می دهد آزادانه دین خود را انتخاب کند این آزادی یکی از مهم ترین حقوق انسانی است. در این قسمت بانو گیتی صدیقی مزایای و معایب سکولاریزم را مورد بررسی قرار داده است.

گیتی صدیقی ؛

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

دوستان عزیز!

امروز می‌خواهیم در مورد موضوعی صحبت کنیم که تأثیر عمیقی بر جوامع مختلف داشته و همچنان به‌عنوان یکی از مسائل مهم در مباحث اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مطرح است؛ موضوع سکولاریزم.

تعریف سکولاریزم

سکولاریزم به معنای جدایی دین از سیاست و نهادهای حکومتی است. در این نظام، دولت بی‌طرفی خود را نسبت به ادیان مختلف حفظ می‌کند و تصمیمات حکومتی بر مبنای اصول دینی اتخاذ نمی‌شوند.

مزایای سکولاریزم

1. آزادی مذهبی: یکی از مهم‌ترین مزایای سکولاریزم، تضمین آزادی مذهبی برای همه افراد جامعه است. در یک جامعه سکولار، هر فرد می‌تواند دین و عقیده خود را آزادانه انتخاب کند و به آن عمل کند، بدون این که دولت یا گروه‌های خاصی بر آن تأثیر بگذارند.

2. برابری: سکولاریزم تضمین می‌کند که همه افراد، فارغ از مذهب شان، در برابر قانون برابر هستند. این اصل باعث کاهش تبعیض‌های مذهبی و تقویت همبستگی اجتماعی می‌شود.

3. تمرکز بر مسائل عمومی: در نظام‌های سکولار، دولت‌ها به جای پرداختن به مسائل مذهبی، بر مشکلات عمومی جامعه مانند آموزش، بهداشت، اقتصاد و رفاه اجتماعی تمرکز می‌کنند.

4. پیشگیری از درگیری‌های مذهبی: با جدایی دین از سیاست، احتمال درگیری‌های مذهبی کاهش می‌یابد. در جوامعی که دولت به هیچ دین خاصی وابسته نیست، تعصبات مذهبی و نزاع‌های ناشی از آن کمتر دیده می‌شود.

معایب سکولاریزم

1. چالش‌های هویت فرهنگی: در برخی جوامع، دین بخش مهمی از هویت فرهنگی مردم است. جدایی دین از سیاست می‌تواند به کم‌رنگ شدن ارزش‌های فرهنگی و مذهبی منجر شود که برخی افراد آن را به‌عنوان تهدیدی برای هویت خود می‌دانند.

2. احساس بی‌هویتی دینی: در نظام‌های سکولار، ممکن است برخی از افراد مذهبی احساس کنند که ارزش‌های دینی‌شان نادیده گرفته شده یا تضعیف شده است.

3. مشکلات اخلاقی: برخی منتقدان معتقدند که جدایی دین از سیاست می‌تواند منجر به کاهش اصول اخلاقی در جامعه شود، زیرا بسیاری از اصول اخلاقی از تعالیم دینی نشأت می‌گیرند.

4. تنش‌های اجتماعی: در جوامعی که تاریخچه‌ای طولانی از همزیستی دین و سیاست دارند، گذار به سکولاریزم ممکن است باعث ایجاد تنش‌های اجتماعی شود، زیرا برخی از گروه‌های مذهبی ممکن است با این تغییرات مخالفت کنند.

نتیجه‌گیری

در نهایت، سکولاریزم یک مفهوم پیچیده است که می‌تواند هم مزایا و هم معایبی به همراه داشته باشد. مهم این است که در هر جامعه‌یی، با توجه به شرایط فرهنگی، تاریخی و اجتماعی آن، بهترین رویکرد انتخاب شود. اصل مهم این است که به حقوق همه افراد احترام گذاشته شود و زمینه برای همزیستی مسالمت‌آمیز فراهم گردد.

از توجه شما سپاسگزارم.

با احترام گیتی صدیقی

سپاس فراوان از شما خوبان که خواننده این متن علمی هستید.

______________________________________________________________________________________________________

سیمینار علمی پیرامون

(آزادی بیان)

گزارش از: صابره علیزاده

دانشجوی سال اول دانشکده ژورنالیزم

هدف : شریک ساختن دیدگاها و نظریات در مورد آزادی بیان از جنبه های مختلف از راست: صابره علیزاده و عبیره کریمی

با رهنمایی: داکتر شکرالله کهگدای رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان

سیمینار با سخنرانی بانو فرحت نوری آغاز شد که ایشان به ارائه تعریف آزادی بیان، ابعاد، اهمیت و محدودیت های آزادی بیان پرداختند که چنین میباشد.

بانو فرحت گفتند که :آزادی بیان یکی از حقوق اساسی و بنیادین انسان‌ها است که به هر فرد اجازه می‌دهد بدون ترس از سرکوب، مجازات یا محدودیت، نظرات، عقاید و احساسات خود را در چارچوب‌های مختلف بیان کند. این حق به طور گسترده در قوانین ملی و بین‌المللی به رسمیت شناخته شده و از پایه‌های دموکراسی و حقوق بشر به شمار می‌رود. در ادامه، توضیحات کامل‌تری درباره آزادی بیان ارائه می‌شود:

ابعاد آزادی بیان

آزادی بیان شامل جنبه‌های مختلفی است، از جمله:

1.گفتار و زبان: بیان شفاهی نظرات و عقاید.

2.نوشتار و چاپ: انتشار نوشته‌ها، کتاب‌ها، مقالات و سایر رسانه‌های مکتوب.

3.رسانه‌ها و فناوری: استفاده از رسانه‌های جمعی، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای بیان دیدگاه‌ها.

4.هنر و فرهنگ: بیان عقاید از طریق موسیقی، نقاشی، فلم و سایر اشکال هنری.

اهمیت آزادی بیان

1.پیشبرد دموکراسی: آزادی بیان به افراد اجازه می‌دهد درباره حکومت و سیاست‌های آن نقد کنند و نظرات خود را در فرآیندهای دموکراتیک ارائه دهند.

2.تشویق به نوآوری: بیان آزاد عقاید موجب تبادل و خلق اندیشه‌های نوین می‌شود.

3.تقویت آگاهی عمومی: از طریق آزادی رسانه‌ها و دسترسی به اطلاعات، آگاهی مردم نسبت به مسائل مختلف افزایش می‌یابد.

محدودیت‌های آزادی بیان

آزادی بیان مطلق نیست و در مواردی ممکن است محدود شود، از جمله:

1.توهین و افترا: بیان سخنان یا انتشار اطلاعاتی که به اعتبار و حیثیت دیگران آسیب بزند.

2.نفرت‌پراگنی: تبلیغ یا تحریک به خشونت علیه گروه‌های خاص به دلیل نژاد، مذهب، جنسیت یا دیگر ویژگی‌ها.

3.امنیت ملی: بیان مطالبی که امنیت یک کشور را به خطر اندازد.

4.اخلاق عمومی: انتشار محتوایی که با ارزش‌ها و اصول اخلاقی جامعه در تضاد باشد.

قوانین بین‌المللی درباره آزادی بیان

آزادی بیان در بسیاری از اسناد بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است، از جمله:

1.اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948): ماده 19 این اعلامیه می‌گوید: (هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق شامل آزادی داشتن عقاید بدون مداخله و جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون محدودیت است.)

2.میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966): ماده 19 این میثاق نیز آزادی بیان را تضمین می‌کند اما محدودیت‌هایی برای حفظ حقوق دیگران و امنیت عمومی قائل است.

وضعیت آزادی بیان در جوامع مختلف

سطح آزادی بیان در کشورهای مختلف متفاوت است. در برخی کشورها، آزادی بیان به طور کامل تضمین شده و افراد می‌توانند آزادانه نظرات خود را بیان کنند. اما در کشورهایی که حکومت‌های استبدادی دارند، آزادی بیان ممکن است به شدت محدود شود و افراد به دلیل بیان عقایدشان تحت تعقیب قرار گیرند.

جمع‌بندی

آزادی بیان یک حق بنیادین است که زمینه‌ساز پیشرفت، آگاهی، و عدالت در جوامع می‌شود. با این حال، باید به گونه‌یی اجرا شود که حقوق و آزادی‌های دیگران را نیز محترم بشمارد و به انسجام و امنیت جامعه کمک کند.

بعدا سخنرانی دوم ما از بانو ستاره شفق میباشد ایشان در مورد اهمیت آزادی بیان صحبت داشتن که چنین فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی بیان یکی از مهم‌ترین حقوق بشر است که نقش کلیدی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می‌کند. اهمیت آزادی بیان را می‌توان در چند زمینه برجسته کرد:

۱. تقویت دموکراسی

آزادی بیان یکی از ارکان اصلی دموکراسی است. این حق به شهروندان اجازه می‌دهد نظرات و دیدگاه‌های خود را درباره سیاست‌ها و عملکرد دولت بیان کنند. وجود آزادی بیان موجب می‌شود که دولت‌ها پاسخگو باشند و از سوءاستفاده از قدرت جلوگیری شود.

۲. ترویج آگاهی و اطلاعات

آزادی بیان زمینه‌ای برای تبادل آزاد اطلاعات و آگاهی‌های مختلف فراهم می‌کند. این تبادل اطلاعات به مردم کمک می‌کند تا درباره مسائل مختلف آگاه باشند و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند.

۳. پیشرفت اجتماعی و فرهنگی

جامعه‌ای که در آن آزادی بیان وجود دارد، می‌تواند از تنوع افکار و دیدگاه‌ها بهره‌مند شود. این تنوع به نوآوری و خلاقیت کمک می‌کند و باعث رشد فرهنگی و اجتماعی می‌شود.

۴. حفظ حقوق دیگر

آزادی بیان به حفظ و حمایت از حقوق دیگر، مانند حق تجمع، حق تحصیل، و حق دسترسی به اطلاعات کمک می‌کند. این حقوق به هم مرتبط بوده و آزادی بیان بستر لازم برای اجرای آن‌ها را فراهم می‌آورد.

۵. مبارزه با فساد و بی‌عدالتی

آزادی بیان به افراد و رسانه‌ها این امکان را می‌دهد که ناعدالتی‌ها و فساد را آشکار کنند. این امر می‌تواند به اصلاحات اجتماعی و سیاسی منجر شود و جامعه‌ای عادلانه‌تر ایجاد کند.

۶. حمایت از خلاقیت و نوآوری

آزادی بیان به هنرمندان، نویسندگان، و خلاقان اجازه می‌دهد تا بدون ترس از سانسور، اندیشه‌ها و آثار خود را ارائه کنند. این امر می‌تواند به رشد فرهنگی و علمی یک جامعه کمک کند.

۷. ترویج گفت‌وگو و مدارا

آزادی بیان فضای برای گفت‌وگو و تبادل نظرات فراهم می‌کند که به درک بهتر بین افراد و گروه‌های مختلف کمک می‌کند. این امر می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ترویج مدارا در جامعه منجر شود.

در نتیجه، آزادی بیان نه تنها برای رشد فردی بلکه برای پیشرفت و توسعه جامعه نیز حیاتی است. این حق به مردم امکان می‌دهد که در شکل‌دهی به آینده خود و جامعه‌شان نقش فعالی ایفا کنند.

و همین طور بعداز بانو شفق بانو عبیره کریمی در مورد نقش آزادی بیان در جامعه صحبت کردند که دقیقا نقش آزادی بیان در جامعه چیست و ایشان چنین ارائه کردند:

آزادی بیان یکی از حقوق بنیادین بشر است که نقش مهمی در توسعه فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع ایفا می‌کند. این حق به افراد امکان می‌دهد که بدون ترس از سانسور یا سرکوب، افکار، دیدگاه‌ها و عقاید خود را بیان کنند. در ادامه به نقش‌های کلیدی آزادی بیان در جامعه اشاره می‌شود:

1. تقویت دموکراسی

آزادی بیان از ارکان اصلی دموکراسی است. با وجود این آزادی، افراد می‌توانند درباره سیاست‌ها و عملکردهای دولت اظهار نظر کنند و مسئولیت‌پذیری مقامات را مطالبه نمایند. همچنین، آزادی رسانه‌ها به شفافیت و آگاهی عمومی کمک می‌کند.

2. پیشرفت علمی و فرهنگی

آزادی بیان بستری برای تبادل آزاد اندیشه‌ها است. این تبادل به تولید علم، هنر و فرهنگ کمک می‌کند و نوآوری را در جامعه تقویت می‌کند. محدودیت آزادی بیان می‌تواند به رکود فکری و فرهنگی منجر شود.

3. حمایت از حقوق بشر

جامعه‌ای که آزادی بیان در آن محترم باشد، امکان طرح مسائل حقوق بشری و دفاع از حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر را فراهم می‌کند. از این رو، آزادی بیان ابزاری برای حمایت از عدالت اجتماعی است.

4. افزایش آگاهی عمومی

آزادی بیان باعث می‌شود اطلاعات و دیدگاه‌های مختلف به اشتراک گذاشته شود و افراد بتوانند با دانش و آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند. این امر به شکل‌گیری افکار عمومی آگاهانه کمک می‌کند.

5. حل مسالمت‌آمیز اختلافات

آزادی بیان زمینه‌ساز گفت‌وگو و تبادل نظر میان گروه‌های مختلف اجتماعی است. این گفت‌وگوها می‌توانند به کاهش تنش‌ها و حل مسالمت‌آمیز اختلافات کمک کنند.

6. پیشگیری از فساد

در جوامعی که آزادی بیان وجود دارد، رسانه‌ها و افراد می‌توانند فساد را افشا کنند و از سوءاستفاده قدرت جلوگیری نمایند. شفافیت ناشی از آزادی بیان باعث می‌شود که نهادهای دولتی و خصوصی پاسخگو باشند.

چالش‌ها و محدودیت‌ها

در عین حال، آزادی بیان نباید بهانه‌یی برای ترویج نفرت، خشونت یا نشر اطلاعات کاذب باشد. به همین دلیل، این حق در بسیاری از نظام‌های حقوقی همراه با مسئولیت‌هایی تعریف شده است.

در مجموع، آزادی بیان ستون فقرات یک جامعه باز، متنوع و آزادی بیان تأثیرات عمیقی بر جامعه دارد و می‌تواند در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تغییرات مثبتی ایجاد کند. در ادامه به تأثیرات کلیدی آزادی بیان در جامعه پرداخته می‌شود:

1. ارتقای آگاهی و شفافیت

آزادی بیان به افراد اجازه می‌دهد اطلاعات و دانش را بدون محدودیت به اشتراک بگذارند. این امر باعث افزایش آگاهی عمومی و شفافیت در امور مختلف، به‌ویژه در مسائل سیاسی و اقتصادی، می‌شود. در جوامعی که آزادی بیان وجود دارد، فساد و سوءمدیریت به‌راحتی افشا می‌شود و مقامات مجبور به پاسخگویی هستند.

2. تشویق به مشارکت اجتماعی و سیاسی

آزادی بیان افراد را تشویق می‌کند تا در امور اجتماعی و سیاسی مشارکت کنند. افراد می‌توانند نظرات خود را درباره مسائل مختلف بیان کنند، به تبادل نظر بپردازند و در تصمیم‌گیری‌های جمعی نقش داشته باشند. این موضوع باعث می‌شود احساس مسئولیت‌پذیری در جامعه افزایش یابد.

3. تقویت همزیستی و احترام متقابل

آزادی بیان زمینه‌ساز گفتگوهای سالم و تعامل میان گروه‌ها و افراد با دیدگاه‌های مختلف است. این گفتگوها می‌توانند به درک بهتر تفاوت‌ها و تقویت همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه کمک کنند.

4. پیشرفت فرهنگی و هنری

هنر و فرهنگ به آزادی بیان وابسته هستند. هنرمندان و نویسندگان برای بیان ایده‌ها و احساسات خود به فضایی آزاد نیاز دارند. جوامعی که آزادی بیان را محترم می‌شمارند، معمولاً شاهد رشد قابل‌توجهی در زمینه‌های فرهنگی و هنری هستند.

5. پیشبرد عدالت اجتماعی

آزادی بیان به گروه‌های مختلف جامعه، به‌ویژه گروه‌های محروم و آسیب‌پذیر، فرصت می‌دهد تا مشکلات و نیازهای خود را مطرح کنند و برای حقوق خود مبارزه کنند. این امر به عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری‌ها کمک می‌کند.

6. ایجاد بستر مناسب برای نوآوری

آزادی در بیان ایده‌ها و نظرات، خلاقیت و نوآوری را در جامعه تقویت می‌کند. افراد با ارائه راه‌حل‌ها و پیشنهادهای خلاقانه می‌توانند به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کمک کنند.

7. تثبیت ارزش‌های دموکراتیک

آزادی بیان از پایه‌های دموکراسی است. این آزادی به مردم امکان می‌دهد درباره عملکرد دولت نظارت داشته باشند و ایده‌های جدید برای بهبود نظام سیاسی ارائه دهند. همچنین، آزادی رسانه‌ها به برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه کمک می‌کند.

چالش‌ها و مسئولیت‌ها

در کنار تأثیرات مثبت، آزادی بیان مسئولیت‌هایی نیز به همراه دارد. سوءاستفاده از این آزادی می‌تواند منجر به انتشار نفرت‌پراگنی، اطلاعات نادرست و خشونت شود. بنابراین، آزادی بیان باید با رعایت اصول اخلاقی و قوانین مربوطه همراه باشد.

در مجموع، آزادی بیان تأثیری بی‌بدیل در تقویت انسجام اجتماعی، رشد فکری و فرهنگی و توسعه پایدار جامعه دارد.پیشرفته است که امکان مشارکت همه افراد را در توسعه و پیشرفت فراهم می‌آورد.

و در اخیر صحبت های بانو گیتی صدیقی را در مورد مزایا و معایب آزادی بیان با خود داشتیم که آن را تحقیق کرده و در مورد مزایا و معایب آن چنین صحبتی داشتند:

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز در اینجا جمع شده‌ایم تا در مورد یکی از اساسی‌ترین حقوق انسانی، یعنی آزادی بیان صحبت کنیم. آزادی بیان، حقی است که به هر فرد اجازه می‌دهد نظرات، عقاید، و احساسات خود را بدون ترس از مجازات یا سانسور بیان کند. اما این حق، مانند هر پدیده‌ای، مزایا و معایب خاص خود را دارد که بررسی آنها ضروری است.

مزایای آزادی بیان

1. ترویج دموکراسی: آزادی بیان یکی از ستون‌های اصلی دموکراسی است. این حق به شهروندان اجازه می‌دهد تا در فرآیندهای تصمیم‌گیری مشارکت کرده و نظرات خود را درباره سیاست‌ها و عملکرد دولت بیان کنند. بدین ترتیب، دولتمردان به پاسخگویی و شفافیت در اعمال خود تشویق می‌شوند.

2. پیشرفت علمی و فرهنگی: آزادی بیان موجب تبادل آزاد اطلاعات و افکار می‌شود. این تبادل آزاد منجر به رشد علمی، نوآوری و تنوع فرهنگی در جامعه می‌گردد. بدون آزادی بیان، بسیاری از ایده‌ها و نظرات خلاقانه ممکن است هرگز مطرح نشوند.

3. حمایت از حقوق بشر: با وجود آزادی بیان، افراد می‌توانند از حقوق خود دفاع کنند و نقض حقوق بشر را به گوش جهانیان برسانند. این امر باعث افزایش آگاهی عمومی و اعمال فشار بر نهادهای متخلف می‌شود.

معایب آزادی بیان

1. سوءاستفاده از آزادی: گاهی افراد از آزادی بیان سوءاستفاده کرده و از آن برای ترویج نفرت، خشونت یا اطلاعات نادرست استفاده می‌کنند. این سوءاستفاده‌ها می‌توانند به بی‌ثباتی اجتماعی و ایجاد اختلافات قومی یا مذهبی منجر شوند.

2. تضعیف امنیت ملی: در برخی موارد، انتشار اطلاعات حساس یا محرمانه می‌تواند امنیت ملی را به خطر بیندازد. آزادی بیان باید با مسئولیت‌پذیری همراه باشد تا به منافع عمومی آسیب نرسد.

3. نقض حریم خصوصی: آزادی بیان گاهی می‌تواند با نقض حریم خصوصی افراد همراه باشد. انتشار اطلاعات شخصی یا توهین به شخصیت دیگران، از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

جمع‌بندی

آزادی بیان نعمتی است که باید با آگاهی و مسئولیت‌پذیری از آن بهره‌مند شویم. ما باید یاد بگیریم چگونه از این حق به گونه‌یی استفاده کنیم که هم به پیشرفت جامعه کمک کند و هم از آسیب‌های احتمالی جلوگیری نماید. بیایید با هم برای ساختن جامعه‌ای آزاد، آگاه و مسئول تلاش کنیم.

و سپاس فراوان از همه شما عزیزان

______________________________________________________________________________________________________

گزارش، از فخریه محمدی

دانشجوی سال اول دانشکده ژورنالیزم

دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان

دادخواهی برای فیمینیزم

سیمینار علمی تحت عنوان «فیمینیزم» با ارایه سخنرانی دانشجویان دانشکده ژورنالیزم چند روز پیش برگزار شد. جا دارد سپاس ویژه یی داشته باشم از استاد کهگدای بزرگوار رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آموزشی آنلاین بانوان افغانستان، بخاطر برگزاری همچون برنامه های علمی جهت به روز سازی استعداد دانشجویان این دانشکده، ابراز سپاس بی پایان دارم.

در این نشست علمی موضوع فیمینیزم از دید گاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته، از جنبه های مختلفی تشریح و توضیح داده شده است. از بانو عبیره کریمی خواهش شد تا تحلیل خود را در مورد فیمینیزم بیان کند.

          سیمینار علمی درباره فاشیزم تمامیت خواه

گزارش از : ستاره شفق

دانشجوی سال اول دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان

سیمینار علمی با عنوان « فاشیزم » با اجرای ستاره شفق به عنوان گوینده (انانسر )

به تاریخ 1403/9/19 برگزار شد .

این برنامه به هدف آگاهی بخشی با این اید‌ولوژی ،برسی تاریخی ظهور و رشد آن،

تحلیل پیامد های اجتماعی ،تاثیر آن بالای روان انسان ها و جنسیت با رهنمایی

دکتر شکر الله کهگدای رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان برگزار گردید .

در نخست ستاره شفق با دکلمه شعر زیبا سیمینار را آغاز کرد :

ای نام تو بهترین سر اغاز

بی نام تو نامه کی کنم باز ؟

این یاد تو مونس روانم

جز نام تو نیست بر زبانم

در آغاز جلسه، از خداوند متعال بخاطر توفیق حضور در این جمع قدردانی شد. در این بخش،

به پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) درود فرستاده شد و از استاد دکترشکرالله کهگدای،

به‌خاطر حضور و تلاش‌هایشان در برگزاری این برنامه، قدردانی شد.

ستاره شفق گوینده این سیمینار از بانو کرشمه ظریفی خواست تا قرائت از قرآنکریم داشته باشند،                                     

و روح معنوی به این سیمینار ببخشند .

بعد از قرائت قرآنکریم بوسیله بانوکرشمه ظریفی ، گوینده سیمینار مقدمه برای اغاز سمینار ارایه کرد:

موضوع امروز ما یکی از مسائل حساس جوامع بشری است: فاشیزم. این پدیده با ترویج نفرت، تبعیض و انحصارطلبی، تهدیدی جدی برای صلح و عدالت است. امیدوارم این نشست فرصتی باشد برای شناخت بهتر این خطر و راه‌های مقابله با آن.

با سپاس از توجه شما

سپس از بانو عبیره کریمی خواست تا در مورد تاریخچه فاشیزم و اینکه فاشیزم چیست ؟ سخنان خود را ارایه کنند .

سخنرانی بانو عبیره کریمی:

عرض سلام و خوش آمد گویی دارم خدمت همه کسانیکه در این سسمینار علمی حضور دارند ،امروز قرار است به موشکافی موضوع مهمی بپردازیم یعنی فاشیزم.

فاشیسم چیست؟ و‌ از کجا سر چشمه گرفته است؟

واژه “فاشیزم” از کلمه لاتینی Fasces به معنی قدرت مجازات گرفته شده است که در روم باستان به‌عنوان نمادی از قدرت و اتحاد گروهی استفاده می‌شد. در قرن بیستم، ایدئولوژی فاشیزم این نماد را به‌عنوان سمبلی از اتحاد ملی، انضباط جمعی و تمرکز قدرت در یک حکومت اقتدارگرا بازتعریف کرد. فاشیست‌ها بر این باور بودند که قدرت واقعی در اتحاد جامعه و اطاعت از یک رهبر مشخص یا متمرکز است، که این تفکر در تضاد با اصول دموکراسی و فردگرایی قرار داشت.

تعریف کلی فاشیزم

فاشیزم یک ایدئولوژی سیاسی است که ترکیبی از اقتدارگرایی افراطی و ملی‌گرایی است. این ایدئولوژی بر تمرکز قدرت در دولت، سرکوب مخالفان و استفاده از ابزارهای خشونت‌آمیز و تبلیغات گسترده تأکید دارد. هدف اصلی فاشیزم بازسازی جامعه بر اساس نظم، وحدت و باززایی ملی و یا همان ایجاد هویت ملی قدرتمند و افتخارآمیز است. در این مورد دانشمندان زیادی ابراز نظر کرده اند که به طور نمونه بعضی از دیدگاه ها را میخواهم ذکر کنم.

ارنست نولته (Ernst Nolte):

ارنست نولته، تاریخ‌نگار آلمانی، فاشیزم را پاسخی به تهدیدهای لیبرالیزم و کمونیزم می‌داند. او معتقد است که این ایدئولوژی به دنبال بازسازی جامعه‌یی مبتنی بر نظم و وحدت است. به عبارت ساده‌تر، نولته فکر می‌کند که فاشیزم نوعی واکنش دفاعی بوده است؛ یعنی جوامع به خاطر ترس از بی‌نظمی لیبرالیزم یا انقلابی‌گری کمونیزم، به سمت ایده‌های فاشیستی روی آورده‌اند تا یک ساختار اجتماعی پایدار و منسجم بسازند.

لیبرالیزم: ایدئولوژی‌یی که بر آزادی فردی، حقوق بشر، دموکراسی، و بازار آزاد تأکید دارد. هدف آن تأمین آزادی‌های شخصی و سیاسی برای همه است.

کمونیزم: ایدئولوژی‌یی که بر برابری اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد و به دنبال حذف مالکیت خصوصی و ایجاد جامعه‌یی بدون طبقات اجتماعی است.

استنلی پین (Stanley Payne):

استنلی پین، تاریخ‌نگار آمریکایی، تاریخ فاشیزم را به سه مرحله تقسیم می‌کند:

1. بحران پس از جنگ جهانی اول: این دوره شامل سردرگمی و ناامیدی اقتصادی و اجتماعی در اروپا است.

2. ظهور فاشیزم: در این مرحله، جنبش‌های فاشیستی در کشورهایی مانند ایتالیا و آلمان قدرت می‌گیرند.

3. گسترش فاشیزم: این مرحله شامل نفوذ ایده‌های فاشیستی به کشورهایی مانند آلمان، اسپانیا، و دیگر بخش‌های اروپا است.

پین فاشیزم را به‌عنوان جنبشی می‌بیند که از دل بحران‌ها بیرون آمد و تلاش کرد با استفاده از احساسات مردم، قدرت را به دست بگیرد.

امیل لودویگ (Emil Ludwig):

امیل لودویگ، نویسنده آلمانی، فاشیزم را بیشتر از منظر روان‌شناختی بررسی می‌کند. او معتقد است که مردم در شرایط بحرانی، وقتی احساس ترس و ناامنی دارند، به‌راحتی به سمت پذیرش دیکتاتوری می‌روند. به بیان ساده، لودویگ می‌گوید که فاشیزم در واقع بهره‌برداری از نیاز روانی مردم به یک رهبر قوی و یک سیستم ساده است که آن‌ها را از آشفتگی نجات دهد.

آلبرت سوبول (Albert Soboul):

آلبرت سوبول، تاریخ‌نگار فرانسوی، بر نقش شرایط فرهنگی و تاریخی تأکید دارد. او فاشیزم را نتیجه مستقیم بحران‌های اجتماعی و اقتصادی می‌داند. به نظر او، وقتی جوامع با مشکلات بزرگ اقتصادی (مثل بیکاری) و اجتماعی (مثل فروپاشی ارزش‌های سنتی) مواجه می‌شوند، فضا برای ظهور ایدئولوژی‌های افراطی مانند فاشیزم آماده می‌شود.

کوین پاسمور (Kevin Passmore):

کوین پاسمور فاشیزم را ترکیبی از سه ویژگی اصلی می‌داند:

1. اقتدارگرایی: تأکید بر قدرت و تمرکز در دست رهبران.

2. ملی‌گرایی: اولویت دادن به منافع ملت.

3. عوام‌گرایی: جلب حمایت مردم با وعده‌های ساده و جذاب.

او می‌گوید هدف فاشیزم ایجاد یک جامعه یکپارچه و منظم است که در آن همه افراد تحت یک ایدئولوژی مشترک زندگی کنند. به زبان ساده، پاسمور معتقد است که فاشیزم سعی دارد با ترکیب این سه عنصر، مردم را به سمت یک جامعه هماهنگ هدایت کند، حتی اگر این مسیر با سرکوب و شدت عمل همراه باشد.

و اگر بربگردیم به تاریخچه فاشیزم و اینکه از کجا سرچشمه گرفته

• تاریخچه کلی:

فاشیزم یک ایدئولوژی سیاسی است که بعد از جنگ جهانی اول، در دهه 1920 به وجود آمد. این ایدئولوژی زمانی شکل گرفت که مردم در اروپا به دلیل مشکلات بزرگی مثل بیکاری، فقر، و ناامنی اجتماعی به دنبال راه‌حل‌هایی سریع و قاطع بودند.

فاشیزم اولین بار به‌صورت رسمی در ایتالیا شکل گرفت. رهبر آن، بنیتو موسولینی، قول داد که کشور را قوی کند، مشکلات اقتصادی را حل کند و نظم را برگرداند. این ایدئولوژی روی ملی‌گرایی شدید (اهمیت دادن به ملت)، اقتدارگرایی (قدرت مطلق رهبر)، و سرکوب مخالفان تمرکز داشت.

بعد از ایتالیا، فاشیز م در کشورهایی مثل آلمان (با رهبری هیتلر) و اسپانیا (با رهبری فرانکو) هم گسترش پیدا کرد. مردم این کشورها که در شرایط سختی بودند، به رهبران فاشیست اعتماد کردند چون فکر می‌کردند این افراد می‌توانند وضعیتشان را بهتر کنند. اما در نهایت، فاشیزم منجر به سرکوب، جنگ، و رنج بیشتر شد.

و در فاشیزم چند نکات کلیدی وجود دارد:

1. ترکیب اقتدارگرایی و ملی‌گرایی.

2. واکنش به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی.

3. تلاش برای ایجاد وحدت ملی با سرکوب فردگرایی.

4. استفاده از فناوری و تبلیغات برای گسترش ایدئولوژی.

1. ترکیب اقتدارگرایی و ملی‌گرایی

فاشیزم یک سیستم حکومتی است که قدرت را در دست یک رهبر یا دولت متمرکز می‌کند و ملی‌گرایی افراطی را برای ایجاد حس اتحاد و برتری ملی ترویج می‌دهد. این ایدئولوژی معتقد است که منافع کشور از حقوق فردی مهم‌تر است.

2. واکنش به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی

فاشیزم اغلب در دوره‌هایی ظهور می‌کند که مردم به دلیل بحران‌های اقتصادی، بیکاری یا مشکلات اجتماعی احساس ناامیدی می‌کنند. رهبران فاشیست با وعده‌هایی مانند احیای اقتصاد، ایجاد شغل و بازگرداندن افتخار ملی، حمایت عمومی را جلب می‌کنند.

3. تلاش برای ایجاد وحدت ملی با سرکوب فردگرایی

فاشیزم برای ایجاد یک ملت متحد و یکدست، فردگرایی و آزادی‌های شخصی را تهدیدی برای انسجام اجتماعی می‌داند. در این نظام، افراد باید از دولت و ایدئولوژی رسمی پیروی کنند و هرگونه اعتراض یا تفکر متفاوت سرکوب می‌شود.

4. استفاده از فناوری و تبلیغات برای گسترش ایدئولوژی

رهبران فاشیست از ابزارهای تبلیغاتی مانند روزنامه، رادیو، پوستر و حتی سینما برای دیده بانی افکار عمومی استفاده می‌کنند. فناوری‌های جدید به آن‌ها کمک می‌کند تا پیام‌های ایدئولوژیک خود را به سرعت و به طور گسترده در جامعه منتشر کنند. و اینجاست که مر‌دم بر آنچه‌ آنها نشرمیکنند , خواه‌ آن درست باشد یا نباشد باید تایید و باور کنند تا اینگونه از دید آنها نظم‌ و عدالت برقرار باشد.

در این بخش از سیمینار از بانو هدیه امانی تقاضا گردید تا در باره ویژه گی های اصلی فاشیزم و تاثیرات آن در اجتماع و جامعه صحبت کنند

بانو امانی چنین فرمودند .

سخنرانی هدیه امانی

سلام و درود به همه شما عزیزان. امروز می‌خواهم در مورد یکی از خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین ایدئولوژی‌های سیاسی تاریخ، یعنی فاشیزم صحبت کنم. فاشیزم نه تنها یک پدیده تاریخی است، بلکه در دنیای معاصر نیز تأثیرات عمیق و گسترده‌یی بر جوامع و رسانه‌ها دارد.

ویژگی‌های فاشیزم:

فاشیزم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی، دارای ویژگی‌های مشخصی است که آن را از سایر ایدئولوژی‌ها متمایز می‌کند:

1. ملی‌گرایی افراطی: فاشیزم بر اهمیت بالای ملت و نژاد تأکید دارد و هرگونه تنوع فرهنگی را تهدیدی برای هویت ملی می‌داند. این ملی‌گرایی به ترویج حس برتری نژادی و قومی منجر می‌شود.

2. سرکوب مخالفان: فاشیزم با استفاده از خشونت و ترور، هرگونه انتقاد و مخالفت را سرکوب می‌کند. آزادی بیان و حقوق بشر در این نظام‌ها به شدت محدود می‌شود.

3. پرستش رهبری: در فاشیزم، رهبر به عنوان نماد ملت و قدرت شناخته می‌شود. اطاعت از رهبر به عنوان یک وظیفه ملی تلقی می‌شود و هرگونه انتقاد از او غیرقابل تحمل است.

4. استفاده از پروپاگاندا: فاشیزم به شدت بر روی رسانه‌ها و ابزارهای ارتباطی تأکید دارد تا پیام‌های خود را به جامعه منتقل کند. این پروپاگاندا معمولاً شامل تحریف واقعیت‌ها و ترویج نفرت علیه گروه‌های خاص است.

فاشیزم و جهان:

فاشیزم در قرن بیستم به اوج خود رسید و تأثیرات عمیقی بر تاریخ بشر گذاشت. جنگ جهانی دوم، نسل‌کشی‌ها و جنایات جنگی ناشی از این ایدئولوژی، زخم‌های عمیقی بر پیکره بشریت وارد کرد. اما این ایدئولوژی هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان وجود دارد و با ظهور جنبش‌های راست‌گرا، بار دیگر در حال تجدید حیات است.

تأثیرات فاشیسم بر رسانه‌ها:

رسانه‌ها نقشزکلیدی در ترویج و گسترش فاشیزم دارند. چند نکته کلیدی در این زمینه عبارتند از:

1. پروپاگاندا و تحریف واقعیت: فاشیزم از رسانه‌ها برای تحریف واقعیت‌ها و ایجاد تصویری مثبت از خود استفاده می‌کند. این امر موجب گمراهی افکار عمومی و ترویج نفرت می‌شود.

2. ترویج نفرت: رسانه‌ها می‌توانند به ابزاری برای ترویج نفرت علیه اقلیت‌ها تبدیل شوند. این نوع پوشش خبری نه تنها به تشدید تنش‌های اجتماعی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند منجر به خشونت‌های فیزیکی نیز شود.

3. کنترل اطلاعات: رژیم‌های فاشیستی معمولاً سعی در نظارت رسانه‌ها دارند تا هرگونه انتقاد یا مخالفت را خاموش کنند. این نظارت اطلاعات باعث می‌شود که جامعه نسبت به واقعیت‌های موجود بی‌خبر بماند.

4. رسانه‌های اجتماعی: در دنیای مدرن، رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در گسترش ایدئولوژی‌های فاشیستی ایفا می‌کنند. با استفاده از این رسانه ‌ها، افکار افراطی به سرعت منتشر می‌شوند و گروه‌های مختلف را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

جمع‌بندی:

فاشیزم یک تهدید جدی برای جوامع دموکراتیک است و باید نسبت به آن هوشیار باشیم. رسانه‌ها به عنوان ابزاری قدرتمند، هم می‌توانند از این ایدئولوژی حمایت کنند و هم می‌توانند در برابر آن ایستادگی کنند. ما باید تلاش کنیم تا با آگاهی، آموزش و همبستگی اجتماعی، از تکرار تاریخ جلوگیری کنیم.

از توجه شما سپاسگزارم. امیدوارم با هم بتوانیم دنیایی بهتر و عاری از نفرت بسازیم.

فاشیزم، جنسیت را به ابزاری برای دیده بانی اجتماعی تبدیل می‌کند؛ جایی که زنان باید نماد فضیلت ملی باشند و مردان تجسم قدرت و سلطه . بعد از گفتن این جمله انگیزشی توسط ستاره شفق گوینده برنامه از بانو ناهید عزیزی در خواست شد تا در رابطه به فاشیزم و جنسیت سخنان خود را ارایه کنند ،وی به بررسی نحوه تاثیر گزاری فاشیطم بر نقش های جنسیتی ،سیاست های مرتبط با زنان و مردان در جوامع فمینیستی پرداختند .

سخنرانی بانو ناهید عزیزی

فاشیزم یک ایدئولوژی اقتدارگرا و ملی‌گرا است که معمولاً نژادپرستانه بوده و بر ایجاد جامعه‌ای همگون تأکید دارد. این ایدئولوژی به‌طور خاص نقش‌های جنسیتی را به شدت تعیین می‌کند.

نقش جنسیت در فاشیزم:

1. مردانگی فاشیستی: مردان به‌عنوان جنگجویان و حافظان ملت معرفی می‌شوند. آنها باید قدرتمند و سلطه‌جو باشند و وظیفه‌شان دفاع از ملت و مقابله با تهدیدات است.

2. زن‌ستیزی و نقش مادری: زنان به‌عنوان مادران و پرورش‌دهندگان نسل آینده در نظر گرفته می‌شوند. وظیفه اصلی آنها تولید نسل‌های جدید و حفظ خلوص نژادی است.

3. محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی: زنان از مشارکت در عرصه‌های عمومی و سیاسی محروم بودند و نقش‌هایشان به خانه‌داری و پرورش فرزندان محدود می‌شد.

4. کنترل بر بدن زنان: سیاست‌هایی مانند ممنوعیت سقط جنین و ترویج ازدواج‌های دولتی برای نظارت بدن زنان اعمال می‌شد.

5. زن ایده‌آل: زن ایده‌آل در فاشیزم باید کاملاً وفادار به دولت باشد و وظیفه اصلی او زاد و ولد و تربیت نسل‌های جدید است.

مقاومت زنان:

با وجود سرکوب، زنان در برخی موارد نقش فعالی در مقاومت علیه رژیم‌های فاشیستی داشتند و در گروه‌های زیرزمینی و فعالیت‌های مدنی شرکت کردند.

تحلیل فمینیستی:

نظریه‌پردازان فمینیست معتقدند که فاشیزم بر پایه سلسله‌مراتب جنسیتی و سلطه مردان بر زنان شکل گرفته است، و این موضوع به‌طور جدی مورد بررسی قرار گرفته است.

در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از زنان مجبور شدند نقش‌هایی فراتر از حوزه سنتی خانه‌داری بر عهده بگیرند، مانند کار در کارخانه‌ها و حتی فعالیت در خطوط مقدم. این تغییرات به دلیل نیازهای جنگی بود، اما پس از جنگ، بسیاری از رژیم‌های فاشیستی تلاش کردند زنان را به نقش‌های سنتی بازگردانند.

تحلیل فمینیستی معاصر از فاشیسم و جنسیت:

1. کریستا کوهن: کوهن معتقد است که فاشیزم با بهره‌گیری از ایدئولوژی‌های نژادی و جنسیتی، زنان را به ابزاری برای تثبیت نظم اجتماعی و اخلاقی تبدیل کرد.

2. جوآن اسکات: اسکات تأکید دارد که سیاست‌های جنسیتی در رژیم‌های فاشیستی نشان می‌دهد چگونه این نظام‌ها از جنسیت برای تحکیم اقتدارگرایی استفاده می‌کردند.

3. نظریه‌پردازان پسااستعماری: این نظریه‌پردازان به ارتباط بین سیاست‌های جنسیتی فاشیزم و استعمار اشاره می‌کنند و معتقدند که نظارت بر زنان بخشی از گفتمان استعماری نیز بوده است.

در این بخش از سیمینار از بانو صابره علی زاده درخواست شد تا در مورد فاشیزم و روانشناسی صحبت کنند .

سخنرانی بانو صابره علیزاده:

فاشیزم یک ایدولوژی سیاسی پیچیده است که از نظر روان شناسی، عوامل متعددی در شکل گیری و گسترش آن نقش دارد برخی از این عوامل عبارتند از:

۱‌. نیاز به امنیت و ثبات:

فاشیزم اغلب در شرایطی که نا امنی، آشفتگی و عدم ثبات اجتماعی حاکم است، جذب مردم میشود.

احساس نا امنی و عدم کنترول میتواند منجر به تمایل به یک رهبر قدرتمند شود که احساس امنیت و نظم را وعده می دهد.

۲. حس سرخوردگی و خشم:

کسانی که احساس میکنند که به حاشیه رانده شده، نادیده گرفته شده و یا در زندگی شان موفق نیستند، ممکن است به فاشیزم جذب شوند.

فاشیزم به جای تلاش برای حل مشکلات، آن ها را به دیگران و دشمنان نسبت میدهند و احساس سرخوردگی و خشم را به سمت خشم و پرخاشگری هدایت می کند

۳. احساس نا امیدی از سیستم سیاسی:

هنگامیکه که افراد احساس ناامیدی از سیستم سیاسی و دموکراتیک کنند، ممکن است به فاشیزم پناه برند، فاشیزم با نقد شدید سیستم دموکراتیک و ارائه راه حل های ساده و سریع به جای دموکراسی، به این احساس ناامیدی پاسخ می‌دهند.

۴. تکیه بر خرد جمعی و عقلانیت گروهی:

فاشیزم به جای منطق و عقلانیت فردی، بر خرد جمعی و عقلانیت گروهی تکیه میکند. این رویکرد به افراد احساس میدهد که از اشتباهات فردی در حفظ عقل و منطق جمعی مصون هستند.

۵. بزرگ نمایی و افراط گرایی:

فاشیزم با بزرگ نمایی خطرات و تهدیدات و افراط گرایی در واکنش به آن ها، احساس ترس و نا امنی را در افراد افزایش میدهد به این ترتیب از آن ها برای تکیه به راه حل های قاطع فاشیستی استفاده میکند.

۶. عوامل شخصیتی:

عوامل شخصیتی مثل خود خواهی، خود بزرگ بینی، احساس برتری و تمایل به نظارت و قدرت نیز میتوانند به جذب افردا در فاشیزم منجر شود.

۷. نقص در تربیت و آموزش:

نقص در تربیت و آموزش به ویژه در خصوص تاریخ و ارزش های دموکراتیک، می تواند زمینه ساز جذب افراد به فاشیزم می شود. عدم آگاهی از خطرات فاشیزم و پیامد های آن می تواند افراد به جذب به این ایده آلوده کند.

نکات مهم:

• فاشیزم یک پدیده پیچیده است که به عوامل متعددی ربط دارد و هر عامل به تنهایی نمی تواند باعث پیدایش و گسترش آن شود.

• این عوامل به صورت مجتمع و در کنار یکدیگر عمل میکنند.

• برای مقابله با فاشیزم و جلوگیری از گسترش آن، نیاز به درک عوامل روان شناختی و اجتماعی آن و تلاش برای حل مشکلات ریشه یی آن وجود دارد.

در این قسمت سیمینار از بانو گیتی صدیقی تقاضا گردید تا تحلیلی درباره مزایا و معایب فاشیزم داشته باشند .

فاشیزم

در میان تاریکی ها یک نور می درخشد، وآن نور حقیقت است.

سلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان!

امروز قصد داریم به یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین موضوعات تاریخ بپردازیم.

فاشیزم!

مفهمومی که شاید در نگاه اول برخی آن را راهی برای نظم و قدرت به نظر بیاورند، اما آیا واقعا چنین است؟

تصورکنید!؟ که جامعه به جایی رسیده که برای حفظ امنیت و آرامش آزادی های فردی را قربانی می کند.

دراینجا سوالی مطرح می شود،

آیا دردل فاشیزم؛ مزایای پنهانی برای جامعه وجود دارد؟ یا تنها تهدیدات و معایب آن قابل مشاهده اند؟

حال در ادامه بیشتر خواهیم پرداخت تا درک کنیم که فاشیزم چه مزایا و معایبی می تواند داشته باشد.

ایدئولوژی ای که در طول تاریخ تحولات زیادی را رقم زده و دربرخی کشورها تاثیرات عمیقی گذاشته است.

فاشیزم به عنوان یک مفهموم پیچیده هم مزایا وهم معایب خاص خود را دارد که دراین سخنرانی قصد داریم آن ها را بررسی کنیم.

مزایای فاشیزم

۱.تمرکز قدرت و تصمیم گیری سریع

یکی از مزایای اصلی فاشیزم این است، که دراین نوع حکومت قدرت در دست یک گروه کوچک قرار می گیرد؛ بنابراین تصمیمات سریع وقاطعی گرفته می شود.

این تمرکز قدرت در مواقع بحران به سرعت به مشکلات رسیدگی می کند.

۲.نظم و امنیت

حکومت های فاشیستی براساس نظم و امنیت بالا تاکید دارند، دراین سیستم دولت تمام تلاش خود را برای حفظ امنیت عمومی و نظم اجتماعی انجام می دهد.

این ممکن است برای کسانیکه از بی نظمی های اجتماعی رنج می برند جذاب بنظر برسد، در بسیاری از موارد مردم درکشور های فاشیستی احساس امنیتی بیشتری دارند زیرا نظارت های سخت گیرانه یی برای جلوگیری از هرج و مرج و جرم، جنایت وجود دارد.

۳.تاکید بر وحدت ملی

فاشیزم بر وحدت ملی و همبستگی بین مردم تاکید دارد، این ایدئولوژی می خواهد مردم یک کشور تحت یک هدف مشترک و قوی متحد شوند وبر قدرت ملی تاکید می کند.

دربرخی موارد این نوع وحدت می تواند موجب تقویت هویت ملی و حمایت از کشور در برابر تهدیدات خارجی شود.

۴. تحرک وپیشرفت در زمان بحران

در شرایط بحرانی, فاشیزم قادراست منابع را به سرعت در جهت های خاص و ضروری متمرکز کند، برای مثال؛ در دوران جنگ جهانی دوم حکومت های فاشیستی مانند آلمان و ایتالیا توانستند از توانمندی های صنعتی کشور هابرای تولید سلاح و تجهیزات جنگی به صورت متمرکز استفاده کنند.

معایب فاشیزم

۱. سرکوب آزادی های فردی

یکی از بزرگترین معایب فاشیزم سرکوب شدید آزادی فردی است، مردم حق آزادی بیان را ندارد هر گونه انتقاد از حکومت به شدت سرکوب میشود؛ و هرکس که به طور عمومی از دولت انتقاد کند ممکن است زندانی یا حتی کشته شود.

آزادی مطبوعات، آزادی احزاب سیاسی، و بسیاری از حقوق اساسی افراد دراین نوع سیستم ها نقص می شود.

۲. خشونت و ترس

دولت برای تحکیم قدرت خود از خشونت و ترس استفاده می کند، گروه های مخالف ممکن است تحت شکنجه و آزار قرار گیرند.

این خشونت ها به گونه یی می باشد، که جامعه را از هرگونه اعتراض یا مقاومت علیه حکومت می ترسانند مردم مجبور نظرات خود را پنهان کنند تا از دستگیری و مجازات درامان بمانند.

۳. یکی از ویژ‌‌گی های منفی و خطرناک فاشیزم نژاد پرستی و تبعیض است، حکومت های فاشیستی معمولاً به دنبال برتری یک گروه نژادی یا قومی خاص هستند، ودیگر گروه ها را به حاشیه می رانند یا مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

۴. جنگ و تجاوز به دیگر کشورها

فاشیزم معمولاً با ایدئولوژی های جنگ طلبانه همراه است، این نوع حکومت ها ممکن است برای گسترش قلمرو خود به جنگ با کشور های دیگر دست بزنند که باعث مرگ و مصیبت برای مردم بی گناه می شود.

۵. کاهش حقوق ورفاه عمومی

در بسیاری از سیستم های فاشیستی دولت تنها به گروه خاص از مردم توجه دارد، و سایر اقشار جامعه را نادیده میگیرند، به این ترتیب افراد طبقات پایین تر ممکن است از حقوق و خدمات اجتماعی محروم شوند.

دولت ممکن است منابع را بصورت غیر عادلانه توزیع کند و منافع عمومی را فدای منافع خاص خودکند.

۶. افزایش فساد

امکان فساد به شدت افزایش می یابد، زیرا هیچ نهادی برای نظارت و محدود کردن قدرت این افراد وجود ندارد.

فساد می تواند در سطوح مختلف دولت نفوذ کند و منجر به بی عدالتی در جامعه شود.

جمع بندی

فاشیزم یک ایدئولوژی سیاسی است که بر قدرت مطلق دولت، ملی‌گرایی شدید، و سرکوب مخالفان تأکید دارد. در این نظام، دولت همه چیز را نظارت می‌کند و حقوق فردی و آزادی‌ها به حاشیه رانده می‌شوند. فاشیزم معمولاً با رهبرانی دیکتاتور و ایده‌های نژادپرستانه همراه است و تلاش می‌کند یک جامعه همگون و بدون تنوع ایجاد کند.

این ایدئولوژی نقش‌های جنسیتی را هم به شدت تعیین می‌کند؛ مردان به‌عنوان جنگجویان و حافظان ملت و زنان به‌عنوان مادران و پرورش‌دهندگان نسل آینده شناخته می‌شوند. زنان از بسیاری از حقوق اجتماعی و سیاسی محروم شده و به نقش‌های سنتی خانه‌داری محدود می‌شوند.

در نهایت، فاشیزم به دنبال حفظ قدرت مطلق دولت و ایجاد نظم اجتماعی و فرهنگی مشخصی است که در آن تنوع و اختلاف نظر جایی ندارد.

در اخیر ستاره شفق گوینده برنامه با جمله انگیزشی سیمینار را چنین به پایان رسانید:

جهان نیازمند افرادی است که نه تنها حقیقت را بگویند بلکه برای آن مبارزه کنند, بیایید هر یک از ما چراغی باشیم در برابر تاریکی.

با آرزوی موفقیت برای همه شما و سپاس دوباره از حضور و مشارکت شما

وقت بخیر خدا حافظ

______________________________________________________________________________________________________

بسم الله الرحمن و الرحیم

خانم ها و آقایان محترم

سلام و وقت تان بخیر

بنام آنکه نام از او یافت فلک جنبش زمین، آرام از او یافت.

درود و مهر خدمت همه شما عزیزان حضور شما را در سیمینار علمی تحت عنوان فمینیزم خیر  مقدم میگویم.

فیمینیزم یک جنبش اجتماعی، سیاسی و فکری است که هدف آن دستیابی به برابری جنسیتی و رفع تبعیض های مبتنی بر جنسیت است. این جنبش به دنبال بهبود وضعیت زنان در زمینه های مختلف زندگی از جمله حقوق سیاسی، اقتصاد ی، اجتماعی و فرهنگی است.

اصول و اهداف فمینیسم .

1.برابری جنسیتی. فیمینیزم معتقد است که زنان و مردان باید از حقوق و فرصت های برابر در جامعه برخوردار باشند.

2.رفع تبعیض. مبارزه با تبعیض های سیستماتیک و نهادینه شده علیه زنان.

3.پایان کلیشه های جنسیتی. نقد نقش های سنتی و کلیشه های مربوط به زنان و مردان.

4.حمایت از حقوق فردی. دفاع از حق انتخاب و آزادی زنان در جنبه های مختلف زندگی، از جمله حق آموزش، کار، و تصمیم گیری درباره بدن خود.

5.مبارزه با خشونت. مقابله با انواع خشونت علیه زنان، از جمله خشونت خانگی، آزار جنسی و تبعیض در محیط کار.

موج های فمینیسم.

1.موج اول. تمرکز بر حقوق اساسی، مانند حق رای و مالکیت برای زنان (قرن 19و اوایل قرن 20).

2.موج دوم: تاکید بر مسائل فرهنگی و اجتماعی از جمله حقوق باروری و مبارزه با کلیشه های جنسیتی (دهه های 1960-1980).

3.موج سوم: نقد و گسترش دیدگاه های قبلی، توجه به هویت های متقاطع مانند نژاد، طبقه و جنسیت (دهه 1990 به بعد)

4.موج چهارم: تمرکز بر مسائل دیجیتال، عدالت اجتماعی و آگاهی بخشی از طریق فضای آنلاین (دهه 2010 به بعد).

فمینیزم به شکل های مختلفی ظهور کرده است، از جمله فمینیزم لیبرال، مار کسیستی، رادیکال، و بینامتنیتی، که هر کدام رویکرد خاص خود ر ا به مسائل جنسیتی دارند.

جهان سپاس از عبیره کریمی

حالا از خواهر ما فرحت نوری آرزو مندیم تا نظر خود را در این مورد بیان نماید.

بنام یاد خدا

فمینیزم به مجموعه یی از باورها، جنبش ها، و نظریه ها اطلاق میشود که هدف آن دستیابی به برابری جنسیتی و ارتقای حقوق زنان در جامعه است. فمینیزم به دنبال از بین بردن تبعیض، نا برابری، و ستمی است که بر اساس جنسیت، به ویژه علیه زنان، در جوامع مختلف وجود دارد.

فیمینیزم به شاخه ها و دیدگاه های مختلفی تقسیم میشود که هر کدام بر جنبه های خاصی از برابری جنسیتی تاکید دارند. برخی از شاخه های مهم فمینیزم عبارتند از:

1.فیمونیزم لیبرال. بر برابری حقوقی و قانونی زنان و مردان تاکید دارد.

2.فیمونیزم رادیکال . به ساختار های قدرت و روابط اجتماعی که باعث تداوم نابرابری میشوند توجه میکند.

3.فمینیزم مارکسیستی و سوسیالیستی. نابرابری جنسیتی را در ارتباط با نابرابری طبقاتی و اقتصادی می بیند.

4.فیمونیزم فرهنگی. بر ارزش گزاری بر ویژگی ها و تجربیات زنانه تاکید دارد.

فیمونیزم التقاطی. به تقاطع جنسیت با سایر هویت ها مانند نژاد، طبقه، قومیت، و گرایش جنسی توجه دارد.

فیمینیزم به طور کلی بر این باور است که برابری جنسیتی نه تنها برای زنانه بلکه برای کل جامعه سودمند است.

با سپاس از خواهر ما فرحت نوری

خانم گیتی صدیقی در این مورد بحث میکند.

بسم الله الرحمن الرحيم

گیتی صدیقی:

فمینیزم به عنوان جنبش اجتماعی و ایدیالوژی که به دنبال حقوق برابر برای زنان است، مزایا و معایب خاص خود را دارد. در ادامه برخی از این مزایا و معایب آو رده شده است.

مزایا ی فیمینیزم:

1. تساوی حقوقی. فمینیزم به دنبال برابری حقوقی برای زنان و مردان است این جنبش برای تحقق برابری در زمینه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، و سیاسی تلاش میکند.

2.تقویت حقوق زنان. فیمونیزم باعث شده که حقوق زنان در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گیرد و اصلاحاتی در قوانین برای حمایت از زنان صورت گیرد، از جمله حقوق شغلی، حق رای، و حق آموزش.

3.افزایش آگاهی. فمینیزم باعث شده تا افراد بیشتری درباره مسائل زنان و نابرابری ها آگاه شوند و به دنبال تغییرات اجتماعی باشند.

مبارزه با خشونت علیه زنان. یکی از اهداف فمینیزم ، کاهش و مبارزه با خشونت های خانگی، آزار جنسی و تبعیض های جنسیتی است.

5.تقویت خودباوری زنان. فمینیزم به زنان کمک میکند تا اعتماد به نفس خود را تقویت کرده و نقش فعال تری در جامعه ایفا کنند.

معایب فمینیزم.

1.تفکیک گرایی جنسیتی. برخی منتقدان فمینیزم معتقدند که این جنبش ممکن است منجر به تقویت تفکیک های جنسیتی شود و به جای تلاش برای برابری، به تفاوت های بین زنان و مردان تاکید کند.

2.تقویت تضادهای اجتماعی. در بعضی موارد، فمینیزم به طور افراطی میتواند به تضاد و خصومت های بیشتری میان زنان و مردان منجر شود به ویژه زمانی که مسائل فمینیستی به طور نا درست یا اغراق آمیز مطرح میشود.

3.فراموشی برخی مسائل. بعضی منتقدان معتقدند که فمینیزم ممکن است در بعضی از مکاتب فکری به مسائل زنان در جوامع خاص اقشار خاص توجه کافی نکند و نیاز های زنان از سایر گروه ها (مثل اقلیت های قومی، مذهبی یا اقتصادی ) را نادیده بگیرد.

4.اختلافات در میان خود فمینیزم ها. فیمینیزم به شاخه ها و دیدگاه های مختلفی تقسیم می شود که گاهی اوقات باعث ایجاد اختلافات درون جنبش میشود، که این ممکن است باعث تضعیف اهداف مشترک شود.

5.فشارهای اجتماعی و فرهنگی. در برخی جوامع فمینیزم میتواند با ارزش ها و سنت های فرهنگی تضاد پیدا کند و فشارهای به زنان وارد آورد که به جای حمایت، باعث دردسر و سر در گمی شود.

در نهایت، فمینیزم همچنان یک جنبش پویا و پیچیده است که در هر جامعه ای میتواند ابعاد مختلفی از خود را به نمایش بگذارد.

با سپاس از بانو گیتی صدیقی

حالا از شهین شهریار خواهم تا در مورد فمینیزم سخنان خود را بیان کند

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان عزیز.

امروز می خواهیم در مورد موضوعی صحبت کنیم که تاثیرات عمیقی بر جوامع مختلف داشته و همچنان به عنوان یکی از مسائل مهم در مباحث اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی مطرح است موضوع فمینیزم.

فیمینیزم یک جنبش اجتماعی و سیاسی است که مدافع حقوق زنان بر اساس برابری جنسیت است. تفاوت های بیولوژیکی بین دو جنس را انکار نمی کند. بلکه خواهان برابری در فرصت هاست همه چیز از عرصه های اجتماعی و سیاسی گرفته تا اقتصادی را پوشش میدهد. در واقع کارزار های فمینیستی بخش مهمی از تاریخ در توانمند سازی زنان بوده است مبارزات فمینیستی قرن بیستم حق رای، اموال عمومی، کار و آموزش را ممکن ساخت. فمینیزم به عنوان دفاع از حقوق زنان با مردان، پیشینه یی بیش از چند سده دارد، ولی میتوان گفت که این واژه در اواسط قرن نوزدهم میلادی به این معنا به کار رفت. به منظور تحقق اندیشه فمینیستی به تدریج جنبش های گوناگونی شکل گرفته و برای رسیدن به خواسته های خویش راه های متفاوتی را در پیش گرفتند. از نظر تاریخی تکامل جریان فمینیستی را میتوان به دو مقطع و مرحله تقسیم نمود.

مرحله اول-از اوایل قرن 19 تا 1920(بعد از جنگ جهانی اول) و مرحله دوم-از دهه 60 به بعد است. البته فمینیزم در تعریف اولیه خود نهضت حق طلبی زنان بود که از آمریکا شروع شد یعنی زنان در برابر تبعیض های که ریشه در جنسیت داشت و در آن زمان مطرح بود حرکتی را با انگیزه و هدف حق طلبی شروع نمودند که تنها بر مبنای دیدگاه ها و نگرش ها ی خاص اجتماعی و بعضا دینی خود قدم در این مسیر نهاده بودند.

این نهضت، نقطه ضعف های هم در برداشت، ولی در سالهای 1970-1980 گرایش های متعددی از فمنیست ها، از گروه های بسیار افراطی گرفته تا طیف های محافظه کار، و حتی دینی مذهبی ظهور نمودند. در نتیجه، گرایش و نظرات متعددی در ایده فمینیستی وجود دارد، ولی همه آنها در این که حقوق زنان نادیده گرفته شده و می بایست با انتخاب راهکارهای مناسب، این تضعیف حقوق و تبعیض از میان برود، مشترک اند. البته محورهای هم وجود دارد که موجب اختلاف و تعدد آنان گشته است.

سپاس جهان از بانو شهین شهریار

در این بخش خواهر ما ستاره شفق سخنرانی خود را بیان می دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خدا

سلام و وقت همه تان بخیر امروز اینجا کنار هم آمدیم تا در مورد یکی از موضوعات مهم جامعه امروز صحبت کنیم می خواهم صحبت های خود را از تعریف برابری جنسیتی آغاز کنم.

1.تعریف برابری جنسیتی.

برابری جنسیتی به معنای دسترسی برابری به فرصت ها، منابع، و حقوق برای همه افراد، بدون توجه به جنسیت است. هدف این مفهوم ایجاد یک جامعه عادلانه است که در آن تفاوت های جنسیتی منجر به تبعیض و نابرابری نشود.

2.نقش مردان در حمایت از فمینیزم.

مردان می توانند نقش کلیدی در حمایت از برابری جنسیتی داشته باشند. مشارکت فعال آنان میتوانند به تغییر نگرش ها و فرهنگ های جنسیتی کمک کند. برخی از اقدامات مردان شامل موارد زیر است :

آگاهی بخشی و آموزش. مردان میتوانند با یادگیری و آموزش در باره مسائل جنسیتی و فمینیسم به تغییر نگرش ها و کاهش تبعیض ها کمک کنند.

حمایت از زنان: مردان میتوانند در محیط های کاری و اجتماعی از زنان حمایت کنند، مثلا با تقویت صدای آنان در تصمیم گیری ها مقابله با تبعیض های جنسیتی.

نقش الگو. مردانی که برابری جنسیتی را در زندگی شخصی و حرفه یی خود پیاده میکنند میتوانند الگوی مثبتی برای دیگران باشند.

3.چالش ها و مقاومت ها:

برخی مردان ممکن است به دلیل درک نادرست از فمینیزم یا ترس از دست دادن مزایای سنتی مردانه در برابری جنسیتی مقاومت کنند. فیمینیزم نه تنها به نفع زنان بلکه به نفع مردان نیز است زیرا آنها را از فشار های نقش های جنسیتی سنتی رها میکند.

4.جنبش های مردان حامی فمینیزم .

جنبش های مانند « Hef orshe» که توسط سازمان ملل متحد راه اندازه شده است، مردان را تشویق به مشارکت در حمایت از حقوق زنان و برابری جنسیتی میکند این جنبش ها نشان میدهند که برابری جنسیتی یک مسئولیت مشترک است و مردان نیز نقش اساسی در این زمینه دارند.

5.فواید برابری جنسیتی برای جامعه:

تحقیقات نشان داده است که برابری جنسیتی می تواند به بهبود اقتصاد ی، افزایش رفاه اجتماعی ،کاهش خشونت های جنسیتی منجر شود. مشارکت فعال مردان در این مسیر می تواند به دستیابی سریع تر به این اهداف کمک کند.

در مجموع، نقش مردان در برابری جنسیتی به عنوان هم پیمانان زنان در مبارزه با تبعیض و نابرابری بسیار حیاتی است. با همکاری و مشارکت می توان جامعه ای عادلانه تر و برابر تر ایجاد کرد.

جهان سپاس از بانو ستاره شفق

______________________________________________________________________________________________________